لیست pervade روبرتو Bolaño را وحشی کارآگاه.” پس از اتمام 648th و صفحه آخر از سه گانه حماسه, من پیدا کردم خودم را در کوه در می رم از طریق این رمان از ابتدا تا انتها طراحی یک لیست از مکان های بازدید شده توسط گسترده بازیگران از راویان رمان. من می تواند فقط به عنوان به راحتی شناسه نام احشایی واقع گرایان (ادبی که به شکل مرکز ثقل “کارآگاهان وحشی”) خود را مورد علاقه نویسندگان و دشمنان و یا مختلف ، لیست — که در Bolaño ادبی چشم انداز ادامه می توانید بیش از یک صفحه — عود به بیرون کشیدن فراوان مازاد از زندگی مازاد است که به دلایل آشکار نمی توان ارائه العربي در چیزی به عنوان بی ارزش به عنوان یک کتاب است. در مکزیکو سیتی, لیست مکان های من پایین اشاره کرد شامل کافه Quito, Calle کولیما, یک, باغ, حزب, چپولتپک پارک Palacio de la Inquisición و سلامت روان درمانگاه در حومه شهر مکزیک. فراتر از مکزیکو سیتی, لیست مکان میرسد غرب میانه آمریکا یک بار در بارسلونا بلوار پاریس, Oxford, تل آویو, وین, کاتالونیا و لیبریا. پیاده رو این شخصیت را در این جغرافیای صحبت آنها خود به خود درگیر و عاشقانه آنها سرگرم — همه آنها احساس به عنوان سورئال به من امروز به این واقعیت است که من صرف بسیاری از 2019 در خارج از کشور.

اما در حالی که من صرف دو ماه با دقت توطئه 14 روز سفر از آتن به مادرید Bolaño را قهرمانان Ulises لیما و آرتورو Belano حرکت دهیم از شهر به شهر به صحرا به بندر شهر به شهر و غیره. این کشف قرقره از شخصیتهای حساب و مکان در بخش دوم از رمان که عبور از دو دهه (1976-1996) است bookended در اول و سوم قسمت خوان گارسیا مدرو را diaristic نوشته بیش از یک فشرده دوره سه ماه در نوبه خود از سال 1976. نوپای مدرو است غره و با ادبی و پهلوانان و احشایی واقع گرایان چاشنی outlaws با هوش رویکرد به ادبیات در حال یک بازی کامل برای او. در باز کردن صفحات رمان مدرو برخورد احشایی واقع گرایان برای اولین بار در یک کارگاه شعر و به عنوان یک رقابت شروع می شود به شکل مشخص پوچ صحنه تحقیق و بحث. من در معرض سرگرم مدرو را وظیفه شناس و گزارش از این رویداد:

“… من متهم آلامو داشتن هیچ ایده چه ripsetto شد; خوب این احشایی واقع گرایان اعتراف کرد که آنها هر دو را نمی دانند اما مشاهدات من زده آنها را به عنوان مربوطه و به آنها گفت: بنابراین یکی از آنها پرسید: آیا من و من گفت: من هفده و سعی کردم همه را دوباره و دوباره برای توضیح آنچه یک ripsetto شد; آلامو بود با خشم; عضویت در این کارگاه گفت: من در حال موشکاف (یکی از آنها به نام من یک academicist); احشايی واقع گرایان دفاع ، به طور ناگهانی توقف پرسیدم آلامو و کارگاه به طور کلی در این که آیا آنها حداقل به یاد چه nicharchean یا tetrastich شد. و هیچ کس نمی تواند پاسخ دهد.” (اگر راه کلماتی مانند سنکوپ glyconic, hemiepes, phonosymbolism, pythiambic, homeoteleuton, mimiambic, paragoge, hapax, زحل گرفته شده, chiasmus و zéjel شما هیجان زده, ملاقات بازی خود را در مدرو.)

مدرو است یک نوجوان know-it-all, و سری خود را از سوء استفاده در بخش اول از “کارآگاهان وحشی” من مجبور به خروپف و رول چشم من در موارد متعدد. او با وسواس خود دانش دائره المعارف و او را تازه کشف برادری با احشایی واقع گرایان اغلب moronically ، اما خود جذب و به محض هیجان در زنده بودن آنقدر قاطع است که من به سرعت توزیع با پروژه از تصمیم گیری که آیا من او را دوست داشت یا نه به هر حال یک مبالغه ورزش در ادبی سازمانی. خود را هیجان انگیز جوانی و تمام است که مستلزم برای او پایان ناپذیر خواندن و نوشتن و راه رفتن و جنس خود ایستاده. Bolaño زحمت به وظیفه ارائه مدرو و در واقع همه شخصیت های خود را در سمت راست Archimedean نقطه که در آن آنها می توانند هر دو صادقانه و جالب اینجاست که مشاهده شده است. من اغلب پیدا کردن در دنیوی درگیری با دوستان و یا پدر و مادر که همه در آن طول می کشد به deescalate است که نگاهی به فیگوراتیو مرحله بازگشت به نقطه بهتری که در آن تمام قسمت می توان به عنوان قدردانی و بی اهمیت. در سراسر رمان Bolaño مداوم فراهم می کند خوانندگان را انتخاب کنیم. و Bolaño معاف نیست خود را از همان درمان همزمان آرمان و جالب سرزنش خود که مدرو دریافت می کند. Arturo Belano, Bolaño داستانی دو است در مورد بیش از چند روایات در این رمان: An ex-lover رد او را به عنوان یک “احمق مغرور طاووس”; a سرخورده احشایی رئالیست تماس او را “وحشت زده و اغوا کننده دنیس هاپر (اشاره به countercultural کلاسیک “ایزی رایدر”); و یک ویرایشگر خود عازم یک ماموریت به “له [او] مانند یک سوسک است.” Bolaño انجام این دیدگاه بی طرفانه و بدون محو خود alter ego برای ورزش و ترک آن را برای خوانندگان به انجام آنچه آنها می خواهم با ناموزون حساب از او. این اثر در مورد من بود به شل من نگه داشتن در فعالیت اخلاق — یک اخلاق که خیلی از ادبیات didactically به دنبال کشت در من.

در این و بسیاری از راه های دیگر Bolaño دگرگون خواننده را به خوبی پوشیده عادات خواندن. رفته گسترده معابر belaboring خواست بورژوازی خانه است که اغلب به عنوان پس زمینه به طرح توسعه در رمان. رفته است که امنیت یک راوی قابل اعتماد یا غیر قابل اعتماد با الگوهای قابل اعتماد و یا حتی غیر قابل اعتماد با الگوهای غیر قابل اعتماد. رفته حتی یک پایدار محیط که در آن یک خواننده می توانید مطمئن باشید که بسیاری از شخصیت های آشنا هستند. همه از این است که extirpated به نفع بی قرار و بی امان جنبش جنبش است که هیچ هدف نهایی در ذهن و همچنان غوطه ور در اطراف آن.

شخصیت ها در “کارآگاهان وحشی” حرکت منظم به طور مداوم و به راحتی حرکت از این نوع است که شرکت های چند ملیتی سعی به تکثیر در تلویزیون تبلیغات پیشگام در اوایل 2000s به سیگنال طلوع یک عصر جدید. این تبلیغات هنوز آنقدر شایع و کلیشه که در آن هیچ کار سخت به التماس کردن یکی در نقطه ای — سهام عکس از مسیرهای پیاده روی نور در یک شهری کلانشهر در کنار سهام عکس مبهم از پدیده های طبیعی است. در ضمن بافت این شخصیت زندگی چیزی جز سهام. به عنوان “جهان وطنی” می شود acridly derisive برچسب برای نخبگان که چرخه بین نیویورک و لندن و هنگ کنگ امروز Bolaño ارائه یک راه زندگی است که نه وطنی و نه استانی یک دوگانگی من اغلب خودم را گرفتار توسل به در تفکر من است. اگر Bolaño چهره های نه تعهد و وفاداری به یک محلی و یا جهانی ایده آل پس از آن چه توصیف حالت خود را از زندگی و حرکت را از طریق جهان است ؟

من تبدیل به ژیل دلوز و فلیکس Guattari رساله “Nomadology: ماشین جنگی” که برای اولین بار در ظاهر خود را فلسفی گلچین “هزار فلات” منتشر کرد و در سال 1980. دلوز و Guattari اشاره به چادرنشینی به استناد عشایر تحت اللفظی بلکه به رسم خطوط از یک شیوه تفکر است که آنها باور دارند که بیگانه به آکادمی. در دوران باستان افلاطون تعریف کلمه یونانی nomos به عنوان یک شکل از استدلال است که توسط ضمنی و هنجارهای می تواند کشف شود. یک عشایری سیاست به معنی اجتماعی است که در آن قوانین به طور ضمنی توافق با جامعه اما هرگز دست به پایین توسط یک رهبر یا حاکم از بالا. در “Nomadology,” دلوز و Guattari هستند enraptured توسط “بسته باند و گروه” از “rhizomatic نوع” که meanderingly و متغیر دنبال تکین از زندگی که باقی می ماند uncaptured توسط دولت به دلیل تفاوت اساسی از آن است. احشايی واقع گرایان از “کارآگاهان وحشی” متناسب با این لایحه: خرید و فروش ماری جوانا و غارتگر از کتابفروشی آنها معمولی و بی تفاوت به قانون است. این یک underplayed وحی که مدرو اشاره به نزدیکی پایان کتاب که Belano شده بود در مکزیک به طور غیر قانونی در تمام طول — ناچیز و در نگاه به گذشته آشکار واقعیت است که خط کلی تردید به قانونی است که به ندرت هیزم اما نفوذ خود را زندگی می کند. Bolaño را “کارآگاهان وحشی” ارائه امکان چادرنشینی — یک چادرنشینی که من به عنوان خوانده شده “وحشی, کارآگاهان” مسلما در حال حاضر احساس گذشته است. گذشته در حال حاضر به دلیل coronavirus را تهدید می کند به طور دائم تغییر چگونه ما گردش از طریق جهان. گذشته از همه مهمتر چرا که به طور فزاینده ای غیر قابل انعطاف مرزهای ملی امر به معروف و نهی مسکن و بازارهای دیگر تضمین زنده ماندن نامحدود جنبش است. گذشته در نهایت به دلیل Bolaño را ناقص حساب شد شاید همیشه غیر واقعی romanticization از فقیر دوره گرد هنرمند, شیوه زندگی است. برای من آن بود نه ناپدید شدن مدرو و Belano در نقاط مختلف در بخش دوم از رمان و نه قتل یک قهرمان فرقه که زده به عنوان غم انگیز است. آنچه به مراتب بیشتر غم انگیز بود این حس من بود که countercultural شکل از زندگی ارائه شده توسط Bolaño شخصیت های تبخیر کرده بود که در هزاره بیش از حد بود.

برای خانه بدوش دلوز و Guattari نوشتن که “هر نقطه است یک رله و وجود دارد و فقط به عنوان یک رله.” به عبارت دیگر خانه بدوش به دنبال پایان مقصد; هر رویداد تنها وجود دارد برای حمل و نقل خانه بدوش به بعد. حتی در آنچه که من در بر داشت به زحمت رندر رابطه عاشقانه رمان بین Belano و عاشق ادیت Oster Bolaño نیست برای یک لحظه اویزان از فریب از همکاری داخلی و یا ثبات مالی. جای خود را در رابطه محاصره, مشکلات پزشکی و عاشقانه خود را discontents. برای احشایی واقع گرایان و آشنایان و حتی دلبستگی قوی مانند عشق تنها می تواند یک “رله” — غم tragicomically, comically, cryptically, horrifically, پیروزمندانه و مرموزی funereally ، برای دلوز و Guattari, این است که همه یک نتیجه از یک زندگی ساکنان در صاف فضایی که وعده هیچ افق. وجود رهبران هیچ اظهار داشت: اهداف utopic جاه طلبی در میان احشایی واقع گرایان. در واقع, آن است که تنها زمانی که گروه خود شکستگی است که اعضای آن می تواند زندگی می کنند nomadically واقعا و به طور کامل. Ulises لیما و آرتورو Belano را فراوان برخورد سرگردان از چهار گوشه زمین زمانی و فضایی سقوط در آخرین بخش از رمان به عنوان داستان backtracks به سال 1976 می یابد و آنها را عملا رانندگی در محافل در بیابان سونورا. در این paradigmatic صاف فضای فاش کرد که آنچه در ابتدا تبعید آنها به دو دهه ولگردی و قانونی شکنی در سراسر اروپا و آمریکای لاتین و شمال آفریقا بود که شکست خود را به نجات ناجی شاعرانه قهرمان Cesárea Tinajero از ابهام. خود واقعی ماموریت در بخش سوم از رمان دیگری است absurdist شاه ماهی قرمز. اما نقش آن به عنوان رویداد که رسوب لیما و Belano را دائمی رانش تاکید می کند که رها از هر دو تاسیس خود را اسطوره و اهداف روشن آزاد آنها را به زندگی بدون تظاهر.

دلوز و Guattari ترسیم دو جهت است که در آن جوامع توسعه در خارج از حوزه دولت: عشایری گروه مانند احشایی واقع گرایان تشکیل می دهند اما “ماشین آلات در سراسر جهان” است که رغبت نسبی مصونیت از مجازات از قانون را تشکیل می دهند دیگر. من فکر نمی کنم آن است که دور از ذهن به ادعا می کنند که زندگی عشایری به طور فزاینده ای لبه با خزش از این “ماشین آلات در سراسر جهان.” وجود دارد بسیاری از آمار و استدلال که تایید افزایش انباشت ثروت است که به موازات neoliberalization (به طور گسترده تعریف شده به عنوان یک سری از فرایندهای است که توسط شرکت های خصوصی به کار گرفته اند حرف از آزادیهای فردی به بلعیدن عوام و زندگی عمومی در بزرگ). اما من حد خودم را به آنچه که من مشاهده کرده اند در زندگی خود من است. ناامیدی برای ثبات که احساس کردم بشدت در برابر نسل پس زمینه از شایع مالی ناامنی مجبور است به من چسبیده به من مجوز رسمی از دانشگاه استنفورد و آموزش دیده است من به ریسک گریز. به عنوان سنتی ستونهای یک زندگی مناسب و معقول مانند دستمزد قابل زندگی اجتماعی و شبکه های ایمنی در حال خروج از زیر ما رد و ثبات احساس احمقانه است. در عین حال حتی آمریکا نیز بیشتر و بیشتر می شود unlivable برای وای من تشخیص دهند که من درونی باریک تخیل و تلاش برای پیش بینی یک عمر زندگی در خارج از امریکا است. سال از آمریکا استثنایی ریشه دوانده در من دبیرستان, تاریخچه برنامه درسی, ادبیات و مصرف رسانه ای رژیم غذایی باید ماهرانه تقویت شده به من که تنها مکان است که در آن من می توانم رعایت زندگی در شهرهای آمریکا. بیش از حد اغلب, جنبش, از سوی دیگر, دیگر وعده تفاوت اما rehashes همان. آیا در آن طول می کشد به شکل یک تور بزرگ از شهرهای اروپایی سفر کسب و کار و یا یک کنفرانس علمی جنبش غالبا repackages همان مردم و همان تجارب را با سطحی فرهنگی استعداد. از این نقطه نظر این عجیب نیست که ما despotically و despicably تبدیل به داخل. ارتباط فراملی نوع عمل نکند ما نمی; آن را سوء استفاده از ما. خواندن Bolaño در سال 2020 زنده یک نوع مایع حرکت است که تا به حال تبدیل شدن به غیر قابل تشخیص به من جز در قالب سهام آگهی های تلویزیونی تولید شده توسط BP مزدا ورایزون و هر مبهم و شرکت های چند ملیتی است که در ادامه به ربات extoll فضائل جهان متصل گذشته راه نخست آن.

این تحقق به من زده با زور و اجبار به تازگی. اچ فاش کرد به من که پس از گذراندن یک تابستان در شرق اروپا, او تا به حال مجموعه قلب او در بازگشت به طور دائم پس از فارغ التحصیلی. من شوکه شده بود. آنچه در مورد او مادام العمر آرمان از وارد شدن به یک آمریکایی دانشکده پزشکی ؟ و آنچه در مورد او رویای دوران کودکی منجر به شلوغ زندگی اجتماعی در نیویورک در بیست سالگی خود را? من تا به حال احساس که اگر او کنار رفتن یک به سختی به دست آورده limited edition item — که من نمی خواهد انکار چیزی است که امتیاز از یک تابعیت آمریکایی و نخبگان آموزش و پرورش است — بدون هیچ دلیل خوب است. او معقول پاسخ داد که او به جلو نگاه به پشت سر گذاشتن ثابت اضطراب بیش از پول و به خصوص آمریکا با نام تجاری از جاه طلبی. در حقیقت در حال حاضر من می بینم حکمت او تصمیم گیری و تفکر از واکنش من. در مورد من تا حدودی جالب اینجاست که خاص تلفیقی از آمریکا استثنایی و مالی precarity سمان است ناتوانی من به مفهوم عشایری امکانات.

است لوله رویای حیاتی, پر انرژی, زندگی عشایری, از نوعی که Ulises لیما و آرتورو Belano سرب در “وحشی, کارآگاهان” که فقط یک رویا لوله? با توجه به این که کتاب pieced با هم از ناقص حساب های جمع آوری شده از بسیاری از شخصیت من پیدا کردم آن را آسان به عنوان خوانده شده “کارآگاهان وحشی” راه من مجله: در برخی از روزها feverishly اما دیگران نه در همه. انتخاب آن از فرمت که انتقال حقیقی و نشئه حساب از زندگی زندگی می کردند در آن محدودیت مؤکدا از خوانندگان هرگز جایگزین خواندن برای تجربه واقعی. در راه Bolaño موفق شده در unfastening من محکم پیوست به امریکا و یک خانه و یک روز خوانش من از کار خود را ممکن است ترجمه برای عمل است. به خصوص در حال حاضر که ما در حال محدود در راه های که قبلا غیر قابل تصور من در آرزوی بازسازی سیاسی و شخصی رویا از چادرنشینی.

تماس با یاس لیو در jliu98 ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de