من شده فکر کردن زیادی در مورد تفاوت بین سحر و جادو و علم من به عنوان تلاش برای به طور همزمان به نوشتن داستان و تبدیل شدن به یک عصب شناسی. بسیاری از افرادی که بدون شک دقیق تر از من خود را پیچیده تقلیل نظرات. با این وجود من می خواهم برای به اشتراک گذاشتن معدن به عنوان آن مربوط به چهار سال پیش در دانشگاه استنفورد.

من همیشه در بر داشت چیزی واقعا عرفانی در مورد انعکاس. انعکاس در بیشتر قسمت ها تحت سلطه است خیلی از نوشته های من. بنابراین اجازه دهید بازتاب: من در حال حاضر زندگی در همان محل است که من قبل از من آمد به دانشگاه استنفورد برای من سال اول در سال 2016. خارجی نه بسیار تغییر کرده است در اینجا در باری انتاریو است. ما هنوز هم کولاک برف در مه غلیظ و چسبناک موج گرما در ماه سپتامبر. من خانه به نظر می رسد همان است. دوران کودکی من در اتاق خواب همان به نظر می رسد. من همان نگاه (شاید به همراه چند پوند عضله به لطف بسکتبال). گفتگو در مورد بیماری های روانی و یا عدم آن یکسان است.

اما من همان فرد است. تازه جریان فکری که من احتمالا باید بیش از حد بسیاری از اجرا روشن و گرم بیش از سنگریزه ها در ذهن من است. این آب زلال باریک از کلاه سفید اقیانوس افکار من یک بار فکر می کردم نمی توانستم کنترل به تازگی به من اجازه ببینید که چگونه عمیقا من را تغییر داخلی. من از طریق و پایین این جریان چگونه ما می توانید با تغییر راه ما یک ساختاری شیء ایستا, سیستم, شماتیک یا اعتقاد به رابطه بین زمان و زمان ب در چهار سال من شرایط خارجی تغییر نکرده است — چگونه من فکر می کنم در مورد آنها در این زمینه خودم را تغییر داده است.

تد چیانگ — آمریکا علمی تخیلی نویسنده که با رمان “داستان زندگی شما” بود که به زندگی به ارمغان آورد در فیلم “ورود” — توضیح داده شده در اخیر صحبت هایی که سحر و جادو وجود دارد در یک شخصی جهان به عنوان مخالف به مکانیکی یک علم است که همه ما آموخت.

علمی زندگی من وجود دارد در چهار سال موج دار شدن دانشجويان در دانشگاه استنفورد — شبکه ای از پروانه اثرات. سیستمیک تغییر نیازمند زمان و تلاش به عنوان ما را دیده اند به تازگی. نژادپرستی هنوز هم وجود دارد. انگ در مورد بهداشت روانی هنوز هم وجود دارد. انگ در مورد قابلیت های ورزشکاران هنوز هم وجود دارد. ظلم و ستم هنوز هم وجود دارد. ترس از آنچه ما درک نمی کنم هنوز هم وجود دارد. این فهرست بی پایان است و بیشتر من خودم آموزش های طولانی از آن می شود.

اما من خودم را نگاه کنید و برخی از هم تیمی های من به خصوص همکار من در سالمندان است. در میان چقدر تغییر کرده به نحوی به ما آموخته اند که به خوبی با صراحت قرار داده و ما را نمی گه کنه.

اظهار داشت: بسیاری از این نقل قول “عدم اثبات است نه اثبات غیبت” را ترک کرده است ردپای در بانک ها از این جریان در ذهن من است. در سطح من در برابر این به تحقیقات و مطالعات — به دنبال نگه داشتن. در عین حال قبل از دانشگاه استنفورد شد و اثبات این که من می تواند غلبه بر من سلامت روانی جنگ است. بدیهی است وجود دارد هیچ دلیلی برای علامت گذاری به عنوان در غیر این صورت من توانایی مبارزه غایب بود. من هنوز هم اینجا. من اغلب احساس من از دانشگاهی بسکتبال حرفه ای بود که شواهد کمی به سمت چپ برای من قابلیت های. در واقع من بر این باور توانایی های خود را به بود از بین رفته پاک به عنوان یک تابع از مبارزات من. تنها به تازگی من سرگرم این فکر می کردم که هیچ مدرکی وجود دارد که آنها هنوز هم وجود دارد. تفاوت در این باورها و برچسب من است. چقدر سخت من مایل به نگاه?

وجود دارد نکات خیالی طعنه و خشم و نا امیدی در من نوشتن. آنها هرگز استفاده می شود وجود دارد. این دلیل است که من معتقدم در چیزی — من آموخته ام که در هر فیبر از بودن من با استفاده از هر ثانیه از روز است. بیشتر من افتاده به این جدایی از دانشگاه استنفورد بیشتر من به تقطیر مجلات من پر تکامل از نوشتن من و افکار. اما به تازگی من متوجه شدم که اینها افکار من نه کتاب. من احساس آنها را بیش از چند سال گذشته و من احساس می کنم آنها در حال حاضر حتی اگر آنها به تنهایی در 713 Santa Ynez خیابان در دانشگاه استنفورد کالیفرنیا است.

بسیاری از افکار بی نظم اما من یاد گرفتم که با آنها صحبت می کنند و یا خود را حل کند علت کاهش خودم به یک اختلال است. من انجام می شود مخالف است. من یک فرد است که مبارزه با افسردگی اساسی و اختلال وسواسی-اجباری. من یک افسردگی یا اختلال وسواسی-جبری تعریف شده توسط یک symptomatology. من لازم نیست من مجلات به من بگویید این دیگر.

در به چالش کشیدن نظام های جهان امروز به نگاه خود را در آینه ما باید به درک ریشه مشکلات عمیقا در هم آمیخته از طریق وجود ما — می شود آن را شخصا یا سیستمیک. ریشه بسیاری از مشکلات است جهل جامع شامل دیدگاه از یک پدیده است.

به من آموخته اند این در مورد خودم از دیدن افکار من به عنوان مظاهر ننگ در مورد آنچه که من می تواند و نمی تواند انجام دهد — بنابراین بیش از حد من را دیده اند که چگونه برای یادگیری در مورد جهان است.

گرفتار, اتصال اینترنت خود درونی خود را با خارجی خود شما قرار بود. من یاد گرفتم که چگونه برای جدا کردن این و چگونه به مربوط به هر دو است. من خارجی خود رانده شد ترس از بودن نه مثل هر کس دیگری که من هستم, من درونی است که من تصور می شود. من نه مثل هر کس دیگری که قدرت من در هر زمینه است.

هر یک از ما یک صدا در هر آنچه که ما را انتخاب کنید برای مبارزه با برای. دهه پایین خط از تحقیقات من شرط ما را پیدا خواهد کرد که سکوت بود و نه یک عامل محافظ در برابر هر چیزی. جهان, جهانی, کشور, استان, متحده, شهرهای بزرگ و نیاز همه صدا به پروژه صمیم قلب. بر این باورند. تحت تاثیر قرار. برای تغییر انگیزه ما باید شخصی — و به من که سحر و جادو.

در آخرین کلاس در دانشگاه استنفورد دکتر رابرت Sapolsky استاد گفت: “بیشتر غیر ممکن است آن را [به نظر میرسد] به آن را به دور بیشتر شما باید سعی کنید برای انجام این کار است.”

من خواهد شد.

Mikaela آبجو ’20 ارشد تحریریه در ورزش است.

تماس با Mikaela آبجو در mbrewer8 ‘در’ stanford.edu.

روزانه متعهد به انتشار یک تنوع از op-eds و نامه به سردبیر. ما دوست دارم به گوش افکار خود را. ایمیل و نامه به سردبیر به eic ‘در’ stanforddaily.com و op-ed ارسالی به نظرات ‘در’ stanforddaily.com.

به دنبال روزانه در Facebook, Twitter و Instagram.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de