در بخش قبلی این مقاله ما در مورد رابطه بین اشتیاق و خشونت به عنوان تجلی از طریق Daenerys Targaryen و بررسی راه های که در آن او مجسم بشریت قوی ترین انگیزه برای خشونت است.

در نور از این باید روشن شود که چرا نبرد در برابر وایت واکر نشده است می تواند نشان می دهد جنگ نهایی — سفید واکر بودند هرگز علت واقعی بشریت مشکلات — بشریت بود. درست تضاد “بازی تاج و تخت” است که زندگی در برابر مرده اما قلب انسان در تضاد با خود و این جنگ است که نیاز به بازی کردن در لحظات پایانی.

اما در برخی از سطح به نظر می رسد که کودکان از جنگل و سفید واکر حق — انسان به نظر می رسد ذاتی مستعد ابتلا به خشونت چرا که خیلی از چیزهایی که ما را انسان بسیار چیزهایی که ما را از هم جدا از مرده چیزهایی هستند که ما را به آن. اگر ما به توقف در اینجا به نظر می رسد که انسان سزاوار نیست برای زندگی و سفید واکر باید تو زده جهان است. بنابراین سپس سوال می شود “می تواند بشریت را تغییر دهید و اگر چنین است چگونه است؟”

اگر در دوره ای از خشونت رو با شور و سپس این شرح است که یکی از راه های مبارزه با ادواری خشونت خواهد بود که انکار شور — اقدام علیه یک انگیزه و نه با آنها. شخصیت است که بهترین نمونه این اصل توسط Jon Snow. در طول داستان او جان است به طور مداوم مجبور به انتخاب بین عشق و وظیفه: او هم می تواند به چیزهایی که او احساسات و انگیزه های او را می خواهیم به انجام و یا انجام آنچه به نظر می رسد درست است. پس از ند استارک و ظریف, جان مجبور به انتخاب بین در حال اجرا را به پیوستن به برادر خود Robb در جنگ و یا ماندن و حفظ تعهد خود را به شب و او را انتخاب دومی. او پس از سفر شمال و سرپرست همه صالحان Wildlings او را مجبور به انتخاب بین ماندن با عشق خود Ygritte یا بازگشت به شب دیده بان برای متوقف کردن wildlings از قتل بیشتر روستاییان در شمال دیوار و تصمیم به انجام رسانند. هنگامی که او را به انتخاب بین حفظ غرور خود را به عنوان پادشاه شمال و خوف Daenerys او را به کمک در مبارزه با مرده او را انتخاب دومی. و البته در آخر خود را تعریف لحظه او را مجبور به انتخاب بین ماندن با زن او را دوست دارد و اجازه می دهد او را به نصب ظلم و ستم بیش از Westeros و یا کشتن او را به آن را ذخیره کنید و او را انتخاب دومی. این برمیگردد به یکی از ایده های اصلی از نه تنها جان داستان اما از “بازی تاج و تخت” به عنوان یک کل: “عشق و مرگ از وظیفه است.” با توجه به تمام این جنایات مرتکب به نام عشق در سراسر داستان همانطور که قبلا شرح داده شده در این مقاله آن را حس می کند که توقف چرخه جنایات می شود ممکن است از طریق انکار عشق بازیگری در وجود آن را نه به دلیل آن است. این یک درس افاضه به جان توسط Maester Aemon Targaryen در فصل پنج, یک مرد که یک بار از لحاظ فنی تا به حال حق به حکومت بیش از Westeros اما به جای آن به که و تصمیم به رفتن شمال و پیوستن شب را تماشا کنید. این درس تکرار شده است و در قسمت پایانی که Tyrion تلاش برای متقاعد کردن جان برای کشتن Daenerys خود را برای جلوگیری از سوختن هر بیشتر مردم بی گناه.

یک تعریف مشخصه از جان که باعث می شود او را مجهز به انکار خود احساسات به منظور انجام کار درست این است که او بر خلاف Daenerys نمی خرید به کیش شخصیت در اطراف او و به عنوان یک نتیجه است که هرگز delusionally اعتماد به نفس در خود قضاوت. اگر شما بررسی Jon داستان او فقط به عنوان دلیلی برای این باور خود را در الهیات به عنوان Daenerys می کند — نه تنها او درست Targaryen وارث آهن تاج و تخت کسی که با عشق و احترام از کل منطقه و کسی قادر به سوار اژدها, اما او همچنین کسی که از مردگان برخاست. او پس از این او حتی گفته Tormund که مردان از شب به تماشای فکر می کنم او را “نوعی از خدا.” اما به جای استفاده از این درک برای به دست آوردن و تحکیم قدرت به عنوان Daenerys می کند, جان واریز شب را تماشا کنید. او هرگز معتقد است که به وظیفه دیگران به دنبال اوبلکه تنها به منظور کمک به مبارزه با مردگان. اقدامات خود را هدایت نمی شود با احساس اهمیت شخصی یا الوهیت. یکی از معروف ترین نقل قول ها از نشان می دهد Ygritte است “شما می دانید چیزی در جان برف” و هنگامی که شما بررسی چقدر جان نمی ادعا به دانستن چیزهایی که به خصوص در مقایسه با کسی مثل Daenerys (“من می دانم که چه چیزی خوب است”) و دیگر شخصیت های این نقل قول در معنی بسیار عمیق تر. اگر چه او مایل به رفتن به طول های بزرگ به انجام آنچه به نظر می رسد درست جان اجازه نمی دهد که خود را به شدت حس خود را از غرور و افتخار است. حتی در سلول زندان ماه پس از قتل Daenerys جان هنوز هم می پرسد Tyrion, “…آن درست است ؟ من چه کار کردم؟” و Tyrion پاسخ “از من بپرسید دوباره در ده سال.” جان همیشه سوال خود را اعمال و این نشانه ضعف – این یک نشانه است که او فروتنی نیاز به واقعا خوب است.

این فروتنی که او هیچ احساس حق به هر قدرت که در انعکاس مداوم خود را امتناع از آهن تاج و تخت با وجود دانستن است که آن را از لحاظ فنی نخستزادگی خود را. بر خلاف Daenerys, Cersei و بسیاری از شخصیت های دیگر نشان می دهد جان است قادر به کمک به پایان دادن به بازی از thrones را به خاطر او حاضر به بازی. او بیشتر نگران انجام درست برای تمام بشریت از او است که با انجام درست برای اوو این چیزی است که باعث می شود خود را تا پایان اتصالات. در فصل یک Cersei معروف می گوید: “زمانی که شما بازی بازی تاج و تخت شما یا پیروزی و یا شما می میرند” و در پایان جان نه “برنده” و نه می میرد. به جای او rejoins شب را دیده بان خود را متعهد بار دیگر به وظیفه در هزینه های خود را به عنوان او همیشه کرده است.

جنبه دیگری از جون این شخصیت است که اجازه می دهد تا او را به کمک به واقع شکستن چرخ سیستمیک خشونت است که بر خلاف Daenerys جان نمی لذت بردن از خشونت است. هنگامی که جان و Daenerys دیدار در فصل هفت آنها به راه رفتن در امتداد باروها در Dragonstone و Daenerys می گوید: “همه ما لذت بردن از آنچه که ما در حال خوب” و جان در پاسخ گفت: “من نمی.” جان یک جنگنده ماهر که نمی لذت بردن از مبارزه و این کمک می کند تا به او اجازه می دهد در واقع استفاده از خشونت عاقلانه زمانی که او در آن شرکت کنند. بسیاری از مبارزه خود را در سراسر مجموعه رخ می دهد به عنوان یک عمل دفاعی چه که حفاظت از روستاییان از wildlings حفاظت از wildlings از وایت واکر و غیره. در یکی از چند لحظه که جان رسد به relishing خشونت – لحظه ای که او شکست رمزی بولتون در نبرد حرامزاده و شروع به ضرب و شتم او را به پالپ – او جلب خود و متوقف می شود. جان را به استفاده از خشونت است و حتی گاهی اوقات مهربان مانند زمانی که او در آتش سوزی پیکان به Mance Rayder قلب برای نجات او از عذاب بودن زنده زنده سوزانده. آن است که هرگز اما بلاعوض و یا با انجام صرفا retributive نیت.

اگر شما به یاد مارتین موضوعی نیت شما خواهید دید که جان شخصیت قطعا می افزاید: به او ضد خشونت تم, اما شما ممکن است تعجب که چگونه داستان خود را دگرگون معمولی فانتزی استعارههای. در بسیاری از زمینه ها, Jon Snow یک کوکی-برش فانتزی قهرمان — King Arthur-esque شکل که صادق و صالح و فروتن در استخوان خود را. او حتی متناسب به یک فانتزی روایت همه ما قبل از دیده می شود: راز وارث تاج و تخت که به نام بر اصلاح چه چیزی در انتظار آنهاست و عزل مستبد که در حال حاضر نشسته در آن است. اگر مارتین می خواستم برای نوشتن یک داستان فانتزی است که شکست اين گرايشات در راه معنی دار و سپس آن را روشن است که این داستان می تواند هرگز به پایان رسید با جان فرض جایگاه بر حق خود بر تاج و تخت – که می ام و نه تنها دقیق نوع کلیشه مارتین می خواستم برای جلوگیری از, اما آن را کرده اید نیز پاره پاره لایه های بسیاری از نکات دقیق وظریف به دور از داستان است. همیشه از شروع “بازی تاج و تخت” ما شده است به طور مداوم یادآوری است که “انجام کار درست” اغلب می آید در هزینه های بزرگ است و عدالت به تنهایی کافی مشخصه برای به دست آوردن و یا حفظ قدرت است. Bronn قطاری از این نقطه به خوبی در فصل هشت زمانی که او می کشد یک کمان پولادی در Jaime و Tyrion در Winterfell, تلاش برای تهدید می کند راه خود را به تامین امنیت ثروت یک بار نبرد بین Cersei و Daenerys است بیش از:

Jaime Lannister: Highgarden هرگز متعلق به یک قاتل.

Bronn: هیچ ؟ که اجداد خود را آنهایی که خانواده خود را غنی ؟ فانتزی بیابان در ابریشم? آنها لعنتی جنایتکاران. که چگونه تمام خانه های بزرگ آغاز شده است ، با یک حرامزاده بود که در کشتار مردم است. کشتن چند صد نفر آنها شما را به یک خداوند. کشتن چند هزار نفر آنها شما را پادشاه.

دلیل این امر بوده است بسیار دشوار است برای داستان به پایان با جان روی تخت در حالی که هنوز هم حفظ پایه در واقعیت که مارتین می خواستم برای آن است. این امر نیز شده دشوار پایان دادن به توجیه داده شده است که این امر تنها تداوم سمی feudalistic سیستم گرفتار شده است که Westeros برای قرن ها. بسیاری از مردم شکایت در مورد آشکار از جان درست نسب به عنوان یک “تلف plotline” اما این در واقع مارتین درخشان اخلال این “وارث به حق” فانتزی استعاره. به جای داشتن راز نسب و نخستزادگی یک نیروی است که میشود به قهرمان در سوال به قدرت گردآوری ارتش و فرض خود را از تاج و تخت, Martin در واقع با استفاده از آن به عنوان یک مانع برای صلح است. کشف آن تنها به پایان می رسد تا با ارائه یک مشکل به جان و دنی و به پایان می رسد تا کاشت بذر مخالفت و هرج و مرج در داخل کسانی که نزدیک به آنها را. سیستم نخستزادگی می شود چیزی که بار جان به جای emboldens او.

راه نهایی که در آن مارتین معنی دگرگون فانتزی گرايشات در درون جان داستان از طریق استفاده از نبوت است. معروف ترین پیشگویی در همه “بازی تاج و تخت” است که از “شاهزاده ای که وعده داده شده بود” که متصل به افسانه “Azor Ahai” و “آخرین قهرمان”. نبوت می گوید از انتخاب کسی که جعل شمشیر شعله ور “Lightbringer” به منظور شکست تاریکی و آن را به طور کلی فرض بر این است که این محل را در زمینه سفید واکر. چنین تحقق می ام و تکیه بیش از حد به شدت در مشترک فانتزی استعارههای و مارتین روشن ساخته است او علاقه زیادی به استفاده از نبوت در متنوع راه خود را در داستان: “نبوت هستند, شما می دانید, یک شمشیر دو لبه است. شما باید برای رسیدگی به آنها را با دقت بسیار…آنها می توانید اضافه کردن عمق و علاقه به کتاب, اما شما نمی خواهید به بیش از حد تحت اللفظی و یا بیش از حد آسان …”

به منظور تحقق نبوت مناسب مارتین نیت چنین تحقق خواهد نه تنها به غیر تحت اللفظی اما راه که در آن فیگوراتیو را برای کمک به داستان است موضوعی عمق. در حالی که واقعی افسانه Azor Ahai است که مشخص نیست در این نشان می دهد ما می دانیم که از این کتاب آن است که به شرح زیر است: Azor Ahai نیاز به جعل شمشیر Lightbringer به منظور مبارزه با تاریکی است که وضع در سراسر جهان است. برای انجام این کار, او برای اولین بار سعی در جعل تیغه برای سی روز و سی شب اما وقتی که او رفت و به خلق و خوی تیغه آب آن را درهم شکست. در دومین تلاش خود را به او زحمت کشیده برای پنجاه روز و شب را به شمشیر و سپس خو آن را با سوراخ کردن قلب یک شیر اما آن را در هم شکسته دوباره. سپس در سومین تلاش او زحمت کشیده برای صد روز و شب و سپس خو تیغه با سوراخ قلب خود را محبوب همسر ایران ایران. اگر شما نگاه کنید در این پیشگویی با تم “بازی تاج و تخت” در ذهن, آن را آسان برای دیدن که این داستان است که به وضوح به عنوان مثال کسی که انتخاب به دنبال وظیفه بیش از عشق – Azor Ahai باید قربانی یک او را دوست دارد به منظور ایجاد Lightbringer. این می افزاید: باور نکردنی لایه از نکات دقیق وظریف به هر دو جان داستان و داستان به عنوان یک کل. به جای جعل یک شمشیر یک سلاح جنگ چه جان است که در واقع تلاش برای جعل صلح. او برای اولین بار تلاش می کند تا در آوردن صلح با شکست دادن White Walkers, اما این کافی نیست. پس از آن او تلاش می کند برای آوردن صلح با سرنگونی Cersei (شیر) اما این کافی نیست. در نهایت او در واقع کمک می کند تا صلح را به Westeros با فدا کردن یک او را دوست دارد و, سوراخ کردن بدن, خود تیغه به Daenerys قلب. او forges صلح توسط او همیشه انتخاب وظیفه بیش از عشق. این اجازه می دهد تا نبوت و “یک انتخاب” استعاره به کار در این داستان در یک راه است که می افزاید: عمق به جای detracting از آن است. در حالی که بسیاری از “انتخاب” آنهایی که در فانتزی یک به طور فزاینده ای به خود deifying افزایش قدرت نبوت که جان است این موضوع است که در واقع بیشتر شبیه به یک نفرین — “انجام کار درست” اتحاد فوق العاده ای هزینه شخصی و در حال “شاهزاده که وعده داده شده بود,” Jon است که در واقع خواسته تا دچار ضرر و زیان به جای لذت بردن از دستاوردهای چرا که این چیزی است که اقدام علیه یکی از احساسات و انتخاب وظیفه بیش از عشق مستلزم.

اما چه باید کرد ؟ پایان سیستمیک خشونت و آوردن صلح نمی تواند به سادگی یک ماده از انتخاب وظیفه بیش از عشق — پس از همه چالش ها و معضلات یک مواجه شده است در حال اجرا یک دولت اغلب به مراتب پیچیده تر و کسانی که در مواجهه با این چالش ها باید به انتخاب بین مراتب بیشتر از دو گزینه. در پنجمین و آخرین بخش از این مقاله ما مشغول به صفات مارتین می بیند به عنوان ضروری برای پایان دادن به چرخه خشونت و چگونه این صفات تجلی در داستان است.

تماس با اسحاق Vaught در ivaught ‘در’ stanford.edu.