یک سال پیش دکتر به من گفت که او فکر می کرد که من مبتلا به اوتیسم بود. من خندید در چهره او. من تا به حال دوستان است. من درک طعنه. من نمی خواهم قطار. چگونه بر روی زمین می تواند من مبتلا به اوتیسم است?

“نگاهی به نمایش, به هر حال,” او به من گفت. “بدترین چیزی که می تواند اتفاق می افتد؟”

من فکر نمی کنم من تا به حال برای پیدا کردن پاسخ به این سوال به این دلیل که بهترین چیزی که ممکن است اتفاق افتاده به جای: من مبتلا به اوتیسم تشخیص داده و آن را زندگی من را تغییر داد. اگر چه من در ابتدا رد این برچسب بیشتر یاد گرفتم بیشتر از من متوجه شدم که ناخودآگاه من تا به حال جذب همه جا مضر کلیشه: که autistics همه نوابغ ریاضی که ما هرگز می خواهم به معاشرت است که ما نمی توانیم بیان احساسات ما که نداریم دوستان و که ما اساسا کربن کپی Sheldon Cooper. و در حالی که برخی از این توصیف حاوی دانه های کوچک از حقیقت جمعی آنها می آیند جایی نزدیک به نقاشی یک تصویر کامل از اوتیسم است. تنها با استفاده از این کلیشه به درک اوتیسم مانند نقاشی رنگین کمان با سه مداد رنگی از یک جعبه 300 و سپس اعلام کرد که مگر آنها با استفاده از این دقیق همان سه رنگ در همان پیکربندی رنگین کمان هر کس دیگری تساوی نیست در واقع رنگین کمان و باید چنین رفتار شود.

من اجازه می دهد برای شمع در برخی بیشتر استعاره در اینجا. که مبتلا به اوتیسم است, بازی یک بازی ویدئویی که در آن شما تصمیم به جست و خیز آموزش. و یا اینکه یک خرگوش به دام افتاده در یک برکه اردک. و یا زندگی در یک کشور که در آن هیچ کس صحبت می کند زبان خود را. در واقع در طول مصاحبه تشخیصی قبل از من حتی می دانستم که من مبتلا به اوتیسم من توضیح داد به دکتر که “اجتماعی” این زبان است که هر کس دیگری صحبت می کند نه زبان مادری من است. زبان مادری من است, مغزی. من این عمل در قوانین و سیستم ها و جزئیات و سازه ها و دسته ها. منطق بیش از شهود. اگر/پس از آن اظهارات به نزدیک من بیا به انعطاف پذیری. در طول سال من بدست خوبی در ترجمه. کسی که می گوید چیزی در اجتماعی. من رمزگشایی فکر می کنم با تدبیر و پاسخ, ترجمه, ارائه — همه در یک ماده از ثانیه صورت گرفت. اما هر چه مهارت من دست آمده را ندارد صحبت اجتماعی هر گونه راحت تر است. باعث نمی شود من احساس تنهایی کمتری.

بخش بین من و غیر مبتلا به اوتیسم محیط فرهنگی است به عنوان به خوبی به عنوان زبانی. من تا به حال برای یادگیری این هنر ظریف از روابط متقابل: هنگامی که کسی به شما می دهد یک آغوش شما قرار است به آغوش آنها را که گفتگو می رود بهتر است زمانی که من شکستن من نوعی تک گویی های گاه به گاه “شما چه فکر می کنید؟”; که بحث بخش نیست خوب سالن به صورت تک گویی. من تا به حال به ظرافت مهارت های خاصی است که اکثر مردم به نظر می رسد برای کارشناسی ارشد بدون تفکر آگاهانه. مانند زمانی که شما بخواهید کسی “حال شما چطور است؟” — از کجا شما قرار داده و تاکید? اگر آن را می رود “چگونه” و سپس بعد از دو واژه سوزنده و آنها حتی نمی صدا مانند یک جمله اجازه دهید به تنهایی یک سوال. من بر روی آن بخشی که به سرعت پس از من رفت و با “چه هستند شما” و “چگونه شما” حتی اگر هیچ یک از کسانی که احساس کردند به خصوص طبیعی یا تا زمانی که من متوجه شدم که مردم معمولا تنها با تاکید بر “شما” تنها پس از آنها در حال حاضر خواسته شده بودند و رفت و برگشتی سوال.

و این فقط آغاز زیرا هنگامی که شما از کسی بپرسید که چگونه آنها سپس آنها به شما بگویم به جز آنها واقعا به شما بگویم چرا که تنها گزینه های صحیح هستند “خوب” و/یا “شلوغ” و/یا “خسته” و از آنجا گفتگو می تواند در هر نقطه. حتی اگر من موفق به دریافت تمام کلمات راست وجود دارد یک میلیون چیزهای دیگر را مانند تعدیل حجم صدای خود را در حالی که همچنین تلاش برای ایجاد کردن شخص دیگر بیش از سر و صدای پس زمینه است که همیشه به نظر می رسد به من خسته تر از آن هر کس دیگری و تلاش برای nod و لبخند و خنده و اخم در تمام لحظات راست و کشیدن من زل زل نگاه کردن به چهره خود را هر زمان آن را ورقه دور.

حتی پایان دادن به مکالمه آسان نیست زیرا به ندرت از مردم می گویند “من نیاز به ترک در حال حاضر” — آن را به یک پیچیده گیج کننده choreography از jangling کلید خود را و یا به دنبال در سازمان دیده بان خود را و یا شروع به صورت دور و یا برای رسیدن به کیسه های خود را و یا گفت: “من باید اجازه دهید شما را در حال حاضر” — به این معنی که آنها نگه داشتن من گروگان? سپس در نهایت در نهایت آنها رفته و من خسته و کل تعامل به طول انجامید کمتر از 10 دقیقه است.

این است که چرا “خفیف اوتیسم” است که یک اصطلاح گمراه کننده. به عنوان نوشته شده است در جای دیگر در اینترنت “خفیف اوتیسم” به این معنی است که من اوتیسم تحت تاثیر قرار شما خفیف. این بدان معنی است که من بدست خوبی در پنهان کردن: که من می دانم که چگونه به چیزهای دست من در جیب به نگه داشتن انگشتان من از تکان و لرزش بال و تزریق صدای من با درست زیر و بمی صدا و رفع چشم من در جایی در نیمه پایین تر از پیشانی خود را و خنده در جوک که خنده دار نیست. اما من توهمی که آیا یا نه شما می توانید آن را ببینید و به من یاد گرفتم بیشتر در مورد اوتیسم و شروع به شناسایی بیشتر به شدت با آن کلمه — اوتیسم — من متوجه شدم که من اصلا به hide my اجتماعی بی دست و پا به شدت وسواسی و مسخره درونگرا ، جهان نمی خواهد به پایان رسیده است اگر من را از تماس با چشم. من می تواند به عقب و جلو در سخنرانی و فلپ دست من شدید که این استاد دانشگاه می گوید چیزی سرد. من می توانم غذا خوردن به تنهایی در سالن ناهار خوری هر روز و تماس با آن تنهایی نه تنهایی. من می توانید بپرسید دوستان من به صحبت بیشتر بی سر و صدا در هنگام گوش من صدمه دیده است. من همیشه باید به اولویت بندی افراد دیگر به راحتی بیش از خود من است.

بیش از شش ماه گذشته من در بر داشت یک خانه در اوتیسم جامعه که در آن ما افراط بی شرمانه در ما منافع خاص. ما stim با شور. ما اطلاعات-کمپرسی با غرور و افتخار. ما ارزش شفقت بر انطباق. در همان زمان, من استفاده می شود به عنوان یک دانشگاه استنفورد و راحت تر احساس می کردم با هر دو مبتلا به اوتیسم و من استنفورد جوامع بیشتر خسته کننده آن را به سوئیچ بین آنها را. من شروع به تعجب اگر آن را واقعا ارزش نگه داشتن این دو جنبه از زندگی من جدا شود. اگر هر من خیلی مهم بود به من مطمئنا می تواند هر جای دیگر.

می تواند از آن ، که من آماده آوریل که به عنوان اوتیسم پذیرش در ماه به نظر می رسید مانند یک زمان خوب برای متحد کردن این جهان من تعجب که چگونه من تلاش های حمایت خواهد بود دریافت کرد. در دانشگاه من ديده ام که حقوق معلولین آیا به همان اعتبار به عنوان برخی دیگر از عدالت اجتماعی مبارزات. تنها تعداد انگشت شماری از صدها نفر از لیست عمومی سازمان دانشجویی در حال ناتوانی خاص (بدون ذکر اوتیسم یا neurodiversity). سرسری جستجو در این دوره کاتالوگ نشان می دهد فقط 44 نتایج جستجو برای “ناتوانی” در مقایسه با 813 برای “جنسيت” 287 برای “تمایلات جنسی” 847 برای “نژاد” و 295 برای “دین است.” و در حالی که من شمارش حداقل چند بطری آب و لپ تاپ برچسب تایید پشتیبانی برای غیر فعال جوامع, من هنوز برای دیدن یک واحد مربوط به طور مستقیم به توهمی حقوق.

من می خواهم به صرف بیشتر از زندگی من ناخودآگاه پوشش خود من از کار افتادگی. این عمل نه فقط دریدن اما نقشه کشی توجه مردم به اوتیسم به نظر می رسید نمایشی سرزده حتی غیر ضروری. اما در چهار هفته گذشته به عنوان من تا به راه اندازی وبلاگ من فعال شده در وبلاگ Tumblr آغاز یک کانال یوتیوب و آب گرفتگی در خوابگاه من آمپول صندوق با gif-لادن ایمیل من ملاقات با چیزی جز مهربانی و پشتیبانی. با نگاهی به گذشته این است که به سختی تعجب آور است. ما ممکن است بحث در مورد اوتیسم اما همه ما مقدار زیادی آشنا با اصول است که در آن به اوتیسم پذیرش پایه است: مهربانی و عدالت و تنوع و احترام. ما بیش از قادر به گرفتن این ارزش های اساسی و ترجمه آنها به کمتر آشنا زمینه استقبال از اوتیسم به عنوان یک مدرک معتبر و زیبا راه بودن.

آوریل رسیده است. پذیرش نیست. بیایید این آغاز نه پایان از سفر به سوی رادیکال شمول است. و اجازه دهید نه محدود به اوتیسم پذیرش به من و یا به کسانی که به اوتیسم به نظر می رسد بیشتر “خوش طعم.” به یاد داشته باشید که اوتیسم می آید در بسیاری از طعم های مختلف و همه autistics معتبر هستند و شایسته احترام, از جمله, اما نه محدود به autistics با معلولیت ذهنی; autistics که قادر به طور مستقل زندگی می کنند; autistics که صحبت نمی کنم; autistics که نمی توانید پایین نگه دارید و هر کسی که می افتد خارج از جامعه ما را به شدت محدود محدوده قابل قبول راه بود. تقویت توهمی صدای. از ما یاد بگیرند گوش دادن به آنچه ما می گویند و ما را حمایت ما حمایت. احساس رایگان برای تماس با من اگر شما نظر یا سوال — من اغراق آمیز نیست وقتی که من می گویند که این چیز های مورد علاقه من در تمام جهان مورد بحث است. خواندن وبلاگ من اتمام کانال یوتیوب من و اشتراک. و زمانی که ما پشت در پردیس حک کردن برخی از فضا بر روی خود لپ تاپ ها و بطری های آب, چرا که من بسیاری از برچسب برای شما.

تماس با لوسی والاس در lucyw00 ‘در’ stanford.edu.

روزانه متعهد به انتشار یک تنوع از op-eds و نامه به سردبیر. ما دوست دارم به گوش افکار خود را. ایمیل و نامه به سردبیر به [email protected] op-ed ارسالی به [email protected]

به دنبال روزانه در Facebook, Twitter و Instagram.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de