داستان: Plan B

یادداشت سردبیر: Reza ضرب و شتم توسط انتشارات کوتاه, داستان, شعر و نوشتن خلاق قطعه. ارسال مقاله به scotts7 ‘در’ stanford.edu.

شما نمی توانید به خواب چون شما گرفته ایم نسخه عمومی از طرح B و این باعث می شود شما سرگیجه است. این است چگونه مرگ من شما فکر می کنم. نیست اما به شدت فکر شما را نگه می دارد از تصور یک کودک خنده.

پسر در حال دروغ گفتن در کنار شما. او هل لحاف از تخت خود را با پاهای خود را. مادر خود را نمی دانم که شما وجود دارد و مادر خود را در حال کار در اواخر دوباره در بیمارستان است.

پسر کشش در زشت پشم شال قنداق گلو او را. او سکته مغزی خود را داشت.

او تا به حال ارائه شده به پرداخت هزینه برای قرص. شما به او اجازه دهید. پدر او یک قاچاقچی و او را پسر برخی از پول قبل از او درگذشت.

“من نمی تواند پدر” می گوید: پسر خود را در صورت contorting در ضعیف lamplight.

“چرا؟”

“من به خودم اعتماد ندارند.”

“شما خود را پدر” به شما می گویند و نرم کردن لحن خود را دلیل این که شما احساس می کنید مانند ضربه زدن به او.

آن بود پدرش — نیروی دریایی پشم شال منگوله دار به دور گردن خود را مانند یک طناب. شما هرگز گفت: اما در زمانی که او آن را می پوشد او مانند به نظر می رسد خود را وسط مدرسه گروه مربی که بازی jazz کنسرتهایی در سمت.

قبل از آمدن به این پسر آپارتمان, شما راه می رفت به تنهایی به داروخانه.

هنگامی که وجود دارد شما در خواست منشی برای طرح B. او هدایت شما را به پشت به راهرو که در آن چراغ های فلورسنت به نظر می رسید به سوسو زدن. یک اسلات خالی در قفسه پایین. او گفت: نسخه عمومی مشغول به کار بیش از حد. دوست دختر خود را طول می کشد که یک.

“ما شده ایم احمق” فروشنده گفت: ترکیب انگشت کوچک خود را از طریق یک wisped sideburn.

شما تنها بوده است اما شما نمی گویند که. شما در زمان obscenely جعبه صورتی و پرداخت می شود.

تماس با ارین Stoodley در erinst20 ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>