فضای منفی

چند سال پیش در حالی که بازدید از MoMA من مواجه می شوند یک نقاشی با عنوان “من و روستای” توسط مارک شاگال. آنچه که من در بر داشت جالب در مورد قطعه فقدان فضای منفی; اسکن عظیم بوم چشم من قلم از یک صحنه با هم تداخل دارند به بعد شنا در swathes از رنگ و هرگز نمی دانستند که در آن به حل و فصل.

در دانشگاه استنفورد زندگی اغلب احساس می کند در این راه است. وجود دارد یک جریان ثابت از مردم به دیدار و حوادث به حضور و کمی فضا برای نفس کشیدن. من whelmed با حضور مردم طبقات p-مجموعه; هر فضای منفی است که به راحتی نادیده گرفته شود.

از ماه مارس هر چند نقاط عطف احساس کرده اند و مجزا مشخص نبود. خواهر من به تازگی فارغ التحصیل از کارشناسی ارشد خود را برنامه با آنلاین مراسم به مناسبت مشخص شده بیشتر و عدم وجود یک فرد در جشن از حضور یک تازه به دست آورده دیپلم. روز من شده است پر از فضای منفی و من صرف ساعت های بسیاری را نشخوار بیش از سه ماهه من انتظار می رود که در سی و نشستن به تنهایی با افکار من.

هفته گذشته من با حضور در یک مراسم یادبود برای یک دوست نزدیک پدر و مادر که به تازگی درگذشت. این بود کسی که من تا به حال نه دیده می شود برای چند ماه عبور خود را احساس نمی کنند واقعا ملموس تا خدمات. حتی در یک زندگی تازه با فضای منفی من پیدا کردم آن را سخت به مفهوم از دست دادن تا این لحظه یک رویداد کوچک ساخته شده و حتی جدی تر با ماسک پوشیده شده توسط تقریبا همه در حضور و غیاب. این بار حضور دوست من و خانواده اش ساخته شده است که من با این جدید نبود.

امروز وقتی که من revisited “من و روستا, آنچه که من متوجه نشده عدم وجود فضای منفی آن این بود که فضای منفی از یک صحنه نیز به عنوان فضای مثبت دیگری است. یک صحنه از یک زن شیر نقاشی شده است در بالای این صورت از یک بز که نشسته است در مقابل یک مسیر منتهی به روستا. در این مورد بررسی بز نقش به عنوان فضای منفی است فقط به عنوان مهم به عنوان به رسمیت شناختن نقش خود را به عنوان یک موضوع اصلی.

به تازگی من شده اند در بازگشت به فضای منفی من قبلا نادیده گرفته و در دانشگاه استنفورد; در درگیر شدن با چیزهایی که من استفاده می شود به فشار برای پس زمینه من وصل با دوستان از صفحه اصلی که من تا به حال ساکت برای رسیدن به reengaged با سرگرمی های من پشت در دبیرستان و مجددا گسترده پرسش از ارزش های من که من پیدا آسان به اخراج در حالی که در مدرسه. در همان زمان به من آموخته اند به احساس قدردانی برای فضای مثبت که من قادر به تجربه در محوطه دانشگاه و در حال حاضر در صفحه اصلی.

استنفورد تجربه ایجاد یک روانی فیلم است که باعث می شود آن را برای ما آسان به چشم پوشی از همه چیز را در پس زمینه. این یک طرز فکر بسیاری از دانش آموزان برای تبدیل شدن به راحتی با — به ناچار pset شرکای جریان در داخل و خارج از زندگی ما با هر سه ماهه; دوستی تقویت و جزر توجه به نزدیکی محل اقامت; تعهدات به سازمان های دانشجویی تبدیل به نرم و قابل انعطاف به عنوان فرصت های جدید و اولویت های بوجود می آیند. این سه ماهه به ما آموخته است که ما خودمان را فریب هنگامی که ما تنها متمرکز بر روی جدید و بدون در حال حاضر به طور فعال درگیر شدن با چیزهایی که ما در حال پشت سر گذاشتن — فضای مثبت نمی تواند وجود داشته باشد بدون فضای منفی.

تماس با ما لنا هان در lahan ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>