ارشد بازتاب

به احترام فیلم نظریه پرداز Andre Bazin یک بار اظهار داشت: “سینما به ما نشان می دهد جهان است که متناسب با خواسته های ما.” که به همین دلیل من قدردانی مایک نیکولز کلاسیک کمدی “تکمیلی است.” Eponymous شخصیت به نام بنجامین برادوک پس از اتمام مدرسه در سواحل شرق و بازگشت به منظره جنوب کالیفرنیا. هنگامی که پدر و مادرش او را پرتاب خوش آمدید صفحه اصلی حزب در اوایل فیلم یک دوست خانوادگی او را طول می کشد کنار. او می گوید که بنیامین برآورده خواهد شد با موفقیت های فوری اگر او می رود به “پلاستیک.” بنیامین نیست وارد صنعت, اما به جای صرف ده ها تن از روز lounging اطراف استخر.

منتقدان گفته اند که چگونه این فیلم از سال 1967 نشان دهنده شکاف نسل و یا بیشتر به طور کلی تردید از جوانان بزرگسالی است. در عین حال زمانی که من مشاهده این فیلم تابستان قبل از من آمد به دانشگاه استنفورد من نبود به خصوص در رابطه با مبارزات بنیامین مواجه شده و یا جامعه ای که در آن او زندگی می کردند. من شیفته با فیلم و تصویر از کالیفرنیا. بنیامین همیشه به نظر می رسد در زیر آسمان روشن دست خوش پیشامد میشه در یک شناور در استخر, سرخپوش در عینک آفتابی و دنده غواصی. “تحصیلات تکمیلی” به من نشان داد دنیایی است که متناسب با خواسته و مرا مشتاق به ثبت نام در دانشگاه استنفورد.

زمانی که من وارد دانشگاه اما من نا امید شده بود برای پیدا کردن که در زندگی من بود نه به عنوان سبکبار به بنیامین. در حالی که دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا, من کشف کرد که این دانشگاه یک مرکز فعالیت است. من با مجموعهای از افراد سریع تر از من انتظار می رود و به زودی شمار تعهدات رقابت برای جلب توجه من. من تا به حال به تصمیم گیری که کلاس را که باشگاه برای پیوستن به. این انتخاب نمی تواند محصور در یک کلمه ساده مانند “پلاستیک.” در حالی که من فرض وجود دارد که می تواند برای برخی از بی دست خوش پیشامد میشه تکالیف و فعالیت های فوق برنامه به زودی تجاوز در تعطیلات آخر هفته. من می داده اند هر چیزی را برای چند لحظه به قدم به عقب از همه سر و صدا و در آنچه که من تجربه بود.

اگر چه من گاهی اوقات احساس ضعف من بود به طور همزمان exhilarated. زمانی که من پذیرفته شد ITALIC استنفورد مسکونی هنر برنامه من پیش بینی نیست چقدر من لذت بردن از اجرای نمایش و نمایشگاه ما حضور داشتند. زمانی که من مربی جودی Maxmin و شلی tj kelly, من نمی توانم تصور کنید که چگونه طولانی و پربار مکالمات ما خواهد بود. وقتی که من رفتم به یک خوش آمدید barbeque در هیلل من درک نیست که چگونه مهربان و بخشنده کارکنان تاثیر می گذارد تجربه من در محوطه دانشگاه.

به همین ترتیب زمانی که من پیوست استنفورد, روزانه, من درک چگونگی شکل گیری من در این مقاله خواهد بود. من برای امضا روی کاغذ به دلیل آنچه که من تا به حال دیده می شود در فیلم دیگری — Howard Hawks’ “دختر خود را جمعه.” من تحسین glibness و زرق و برق Hildy جانسون خبرنگار آس در فیلم. در 90 دقیقه او با قلم پر شور داستان خلع فاسد شهردار و ارائه یک مرد از مجازات مرگ. البته کار من در روزانه به هیچ وجه نزدیک به عنوان مهم. من فکر کردم من می خواهم تبدیل به یک استاد Hildy. به جای من پیدا کردم خودم را در یادگیری چگونه به نوشتن یک نقد و بررسی, ویرایش, کار و آماده سازی آن برای انتشار. در مقایسه با Hildy را سوء استفاده از این ممکن است به نظر می رسد دنیوی است. در عین حال فقط به عنوان من هیجان زده بود با حوادث خارج از حوزه از “فارغ التحصیل” من در بر داشت که “دختر خود را جمعه” نیست شامل همه شادی مشغول به کار در یک روزنامه. راسل آیا این فرصت را به مدیریت و هنر زندگی بخش از مقاله است. او نمی باید Duran Alvarez, ما, مدیر تولید, مدیر برای اطمینان از مقاله خود را نگاه فوق العاده در چاپ. نه او باید فرصتی برای کار و یادگیری از استعداد نویسندگان.

البته هر دو بنیامین و Hildy یکی از مراجعه در دسترس نیست برای من. با وجود نگرانی های آنها در نهایت شخصیت های فیلم است. اقدامات خود را در حال هدایت یک فیلمنامه و آنها را به مدیران برای رهبری آنها را بیش از هر مانع است. من auteurs مانند مایک نیکولز یا Howard Hawks تماشای بیش از من استنفورد تجربه. در حال حاضر آن است که تقریبا بیش از, من تعجب می کنم که آیا من بیشتر از آن است. شاید من از دست رفته من نشانه در موارد متعدد. شاید من همیشه در جای مناسب در زمان مناسب است. شاید وجود دوستی من باید جعلی کلاس من باید گرفته باشگاه من باید پیوست. اگر چه این افکار تا حدودی خود جذب و قطعا بیهوده, من نمی تواند کمک کند اما اندیشیدن به پرسش از “چه می شود اگر.”

“اگر” می توان یک فریزر عبارت, اما آن را نیز می تواند فوق العاده مولد. پس از همه, تقریبا در هر فیلم شروع می شود با یک “اگر چه.” قبل از ساخت به “فارغ التحصیل” نیکولز و فیلمنامه Buck Henry احتمال زیاد پرسید: “چه می شود اگر یک مرد جوان کالج به پایان رسید و نگران بود در مورد آینده خود را?” قبل از شروع “دختر خود را در جمعه” بازها احتمالا پرسید “چه می شود اگر یک خبرنگار زن در 1940s مواجه انواع عوارض قبل از چاپ و نشر و در معرض?” Moviemakers نه تنها در برخواهد داشت “اگر” سوال برای شروع یک داستان بلکه برای تعامل با مخاطبان خود در پایان فیلم. “چه اگر” دعوت ما را به حالت تعلیق ما ناباوری برای فرار از روزمره و همدردی با دیگران است. “چه اگر” اجازه می دهد تا auteurs ایجاد می کند که با کیفیت است که Bazin شرح داده شده به مد “جهان است که متناسب با خواسته های ما.”

البته خواسته های ما را تغییر دهید. پس از چهار سال در دانشگاه استنفورد من دیگر نگاه کنید به “فارغ التحصیل” را به عنوان یک اعزام رنگارنگ کالیفرنیا. به جای من همدردی بیشتری با بنیامین بی تصمیمی به عنوان او تلاش می کند به حرکت در یک جهان پیچیده. در حالی که تماشای “دختر یکشنبه” من دیگر قبول آن بینش به خبرنگار زندگی اما به جای لذت بردن از آن ابله antics. فیلم, به ویژه کسانی که از چند دهه پیش (و کسانی که من صرف زمان من در دانشگاه استنفورد بررسی) می تواند به نظر می رسد مانند حشرات به دام افتاده در کهربا غیر قابل اجرا به ما زمان زندگی می کند. هنوز هم راجر ایبرت یک بار ساخته شده مختصری از مشاهدات است که به عنوان جذاب به عنوان Bazin است. او نوشت: “فیلم را تغییر دهید اما بینندگان خود را انجام دهد.” از طریق مانند فیلم “فارغ التحصیل” و “دختر یکشنبه” من می دانم که من آن را رشد به عنوان یک فرد در دانشگاه استنفورد. من نگاه به جلو به دیدن فیلم های مورد علاقه تبدیل شدن به غنی تر و عمیق تر پس از فارغ التحصیلی.

تماس با امیر Abou-Jaoude در amir2 ‘در’ stanford.edu.

روزانه متعهد به انتشار یک تنوع از op-eds و نامه به سردبیر. ما دوست دارم به گوش افکار خود را. ایمیل و نامه به سردبیر به eic ‘در’ stanforddaily.com و op-ed ارسالی به نظرات ‘در’ stanforddaily.com.

به دنبال روزانه در Facebook, Twitter و Instagram.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>