علامت تاثیر

این قطعه به افتخار دکتر راج Dhingra (16 ماه مه سال 1970 به مه 2 2020). راج دایی یکی از بزرگترین حامیان به خصوص از نوشتن من. او همیشه از خواندن مقالات من برای دانشگاه استنفورد روزانه و من را تشویق به آوردن ایده های من از بسیاری از ما فلسفی مکالمات به یک بزرگتر خروجی. من یاد گرفتم از قدرتمند خود را به عنوان مثال به روش زندگی را با خوش بینی و محبت و تعهد به خدمت به دیگران است. در طول این زمان از دست و عدم قطعیت در جهان این قطعه به عنوان یک تماس به عمل به حمل در حافظه کسانی که دیگر با ما نیست. زندگی زودگذر است اما تاثیر است برای همیشه لطفا برای. عشق شما همیشه راج عمو!

(حسن نیت ارائه میدهد عکس از Trisha Kulkarni)

با اینکه در وطن دیتون اوهایو در طول COVID-19 بحران به ارمغان آورده است یک سطح معینی از نوستالژی است که من هرگز انتظار می رود برای سال دوم. پدر و مادرم رفت و از nesters خالی به داشتن هر سه دختران خود خانه ای برای آینده قابل پیش بینی. من از هزاران مایل دور از خانه برای انجام تمام کلاس های دانشگاه در همان میز که من با استفاده از دبستان به دبیرستان فارغ التحصیلی. من باید خانه مورد علاقه من-وعده های غذایی پخته شده در هر روز و زمانی که من در کلاس من وقت خود را صرف تماشای فیلم و رفتن با خانواده است. برای بهتر یا بدتر زمانی که ما فکر می کنم از دوران کودکی ما, ما همچنین فکر می کنم ما اولین لحظات تاثیر است. بیش از چند هفته گذشته من تا به حال فرصت منحصر به فرد برای تأمل در این جنبه از خانه به عنوان به خوبی.

از اولین خاطرات من من شده اند احاطه شده توسط قوی مدل نقش. یکی از عموهای من به طور خاص همیشه در بر داشت زمان برای one-on-one مکالمات بدون توجه به مناسبت. زمانی که من جوانتر بود ما بازی به بازی با هم و نگاه از پنجره به بیرون به عنوان حرف مفت زدم در مورد من جدید کتاب رنگ آمیزی, اما من بالغ, بنابراین ما بحث. او همیشه می خواستم به دانستن آنچه که من در مورد یادگیری در مدرسه و چه در خارج از فعالیت های من ساخته شده من شاد. از طریق سال اول برنامه ریزی AP کلاس ها و برنامه های کاربردی کالج او ثابت آرام حضور و مطمئن باشید که من می تواند هر چیزی را انجام دهید من ذهن من به. زمانی که من به خانه از کالج برای شکرگزاری تاکید کرد در مورد بلندی امتحانات او شوخی با من که حتی اگر من کاهش یافته است, او خواهد بود وجود دارد, و من می دانستم که او همیشه خواهد بود.

من به تازگی شنیده ام یک داستان در مورد یک مدرسه ابتدایی درس متمرکز بر قدرت ضربه. معلم قطع یک paper heart. سپس هر دانش آموز آموزش داده شد به فکر کردن در مورد یک مشکل تجربه است که آنها تا به حال. به هر دانش آموز بازگو حافظه خود را معلم مچاله قلب کمی بیشتر تا این که یک توپ. معلم با اشاره به این که حتی زمانی که شما سعی می کنید برای صاف کردن قلب یک بار دیگر آن را هرگز خواهد بود که دوباره همان.

در ابتدا من دیدم اخلاقی از داستان به عنوان تلاش برای حفظ صاف دل در زندگی, به زندگی خالی از آسیب پذیری و محافظت از خودمان را از شرایط دشوار. اما در چند هفته گذشته من شروع به تجدید نظر در این معنی. وجود دارد مقدار زیادی از ما در شرایطی که خارج از کنترل ما هستند. سختی مانند از دست دادن اجتناب ناپذیر و در عین حال لحظات قالب که ما تبدیل به همان اندازه اگر نه بیشتر از لحظات عشق و محبت انجام دهید. اگر ما سعی می کنیم برای حفظ صاف دل ما را نه تنها موفق به دفاع از خودمان در برابر موانع غیرقابل کنترل در زندگی, اما ما همچنین از دست دادن فرصت برای درک بسیاری از راه های که مردم را علامت زندگی ما برای بهترین.

آن بوده است تا 71 سال پس از دانشگاه استنفورد در مقطع کارشناسی و دریافت اولین دانشگاه ایمیل اعلام سوئیچ از راه دور به یادگیری باقی مانده از زمستان ، از آن پس جهان ما منتقل شده و بدل به یک واقعیت جدید است که هیچ کس می تواند پیش بینی کرده اند. ما زندگی می کنند در محدوده خود انزوا به حداقل رساندن تماس با دیگران با پوشیدن ماسک در هر زمان ما خارج از گام های ما درب و اخبار را با درد ناباوری به آمار افزایش و روحیه می گیرند. ما روز شامل بی پایان زوم کنفرانس ها و “فقط یک قسمت” از subpar Netflix بکشد نشان می دهد ما در آغاز شب قبل از. اما فراتر از ما قرنطینه quandaries وجود دارد بیشتر مردم رو اول به تنهایی واقعیت های خشن از این بیماری همه گیر: ضروری کارگران داوطلب برای امداد سازمان و بیش از حد بسیاری از ما که عزیزانشان را از دست داده به طور غیر منتظره.

هنگامی که ما از دست دادن عزیزان ما تمام چشم انداز تبدیل. ناگهان زمان را کند می کند و به جای آن به دنبال به جلو به تمام حوادث برای ما تمرکز بر لحظات که ما به ارمغان آورده اند ، ما فکر می کنیم از بسیاری از عشق آغوش شاخی جوک و شام, مذاکرات در مورد زندگی که ساخته شده اند که ما امروز و در قلب ما فرو ریختن در آینده خاطراتی که باقی خواهد ماند و فقط از دسترس است. حتی اگر ما در مورد این نوع از دست دادن قبل از آن به نظر می رسد و احساس می کند بسیار متفاوت از نزدیک. آن را احساس می کند مانند یک بخشی از ما را ترک کرده است و در واقع قلب ما هرگز همان خواهد بود.

اما از آن است که در آن زمان است که تاثیر مثبت یک فرد واقعا می آید به جلو. در دو هفته گذشته من را دیده اند که عموی من پر از بسیاری از نقش او در زندگی است که حتی نزدیکترین افراد به او نمی همیشه ببینید. این آشکار بود در صدها نفر از بیماران که رسیده به ارسال تسلیت خود و حتی به اشتراک گذاشته شده است که آنها را مدیون زندگی خود را به او. این آشکار بود در گل و بسیاری از وعده های غذایی که به خانه آمد برخی بدون نام. این آشکار بود در گردهمایی جامعه است که سازمان یافته بودند در عرض چند ساعت به دعا برای او و خانواده اش. من می دانستم که من با دایی به یکی از بزرگترین الگوهای اما نفوذ خود را کشیده در سراسر نسل ها و نژادها و وضعیت اجتماعی و اقتصادی و حتی محدوده های زمانی. بنابراین بسیاری از زندگی را نمی خواهد همان بدون عموی من از آنجا که بسیاری از مردم بهتر دانستن او. با هر داستان در مورد او که به اشتراک گذاشته است تاثیر خود نگه می دارد و او زنده است. همین دلیل است که من نوشتن این مقاله امروز.

شاید هدف و سپس این است برای محافظت از قلب ما از آسیب اما باز دل ما را به قدرت ضربه. ما متاسفانه نمی دفع تلاش شرایطی از دست دادن اما این بار هنگامی که ما نیاز به جلو و از قدرت از خاطرات ما بیشتر است. در قرنطینه ما در حال انجام بهترین های ما به لحاظ جسمی باقی می ماند از یکدیگر دور اما من فکر می کنم که یکی از بدترین اشتباهات ما باعث می شود که به آینه که رفتار عاطفی و اجتماعی است. آن است که آیا نشان دادن عشق و تحسین را برای مردم نزدیک به شما خدمت به جامعه در راه است که به آن نیاز دارد بیشتر و یا چیزی در میان آن خواهد بود که تاثیر است که ما می توانیم آن مقابله خواهد شد غیر قابل کنترل آسیب و غم و اندوه از دست دادن آن می تواند باعث. از آن خواهد شد از این علائم ما را بر دیگران است که خاطرات کسانی که ما زندگی می کنند.

تماس با Trisha Kulkarni در trishak8 ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>