چرا ‘Game of Thrones’ به پایان رسید راه آن را قسمت من

حتی در “عصر طلایی تلویزیون” بسیار تحسین شده نشان می دهد که در همه بوده است سیستم ایمنی بدن به ناامیدی. مردم اغلب نقطه به نقطه نشان می دهد مانند “از دست رفته” “سوپرانوها” و “دکستر” را به عنوان نمونه نشان می دهد که مخاطبان به متعصب تنها خود را به طور گسترده ای ناامید کننده انتهای همه بیشتر تلخ برای طرفداران. چند نشان می دهد, اما, اند, موضوع مطلب سولفات بیش از خود finales از “بازی تاج و تخت.” با شروع نیمه راه از طریق فصل عصبانی اعضای fandom شروع به گرفتن به توییتر ق و یوتیوب را به سطل زباله نشان می دهد آنچه آنها تصور می شود مزخرف داستان انتخاب ناتمام به پایان می رسد به طرح خطوط و نقض شخصیت. این change.org دادخواست به بازنویسی نشان می دهد و در فصل آخر با “صالح نویسندگان” رسیده است که نزدیک به 2 میلیون امضا و IMDB رتبه بندی نهایی شش قسمت در پایین ترین در کل سری با سری آخر موجد خسارت به یک دلخراش 4.1/10.

با نتایج مثل این به نظر می رسد مانند “بازی تاج و تخت” است که بیشتر یا کمتر محکوم به زندگی در فرهنگی ما حافظه با بی میلی. چسبیده فرود بسیار مهم است برای یک سری از شهرت و عدم انجام این کار در چشم طرفداران برگ عمیق لکه در راه نشان دادن است و در مورد صحبت کردیم و به یاد. اما آنچه به نظر می رسد کمتر شده است بخشی از این گفتگو از آن بوده است این واقعیت است که این گونه کتاب ها به پایان خواهد به عنوان به خوبی. در حالی که این نشان را دریافت کرده است بسیاری از زاج برای این داستان را پایان نویسنده George R. R. Martin خود را دریافت کرده است به هیچ کدام. اگر ما در نظر است که آخر فصل عمده نقاط طرح شد همه چیز مارتین در نظر گرفته شده برای دهه این باید ما را به ریشه تجدید نظر در راه ما فکر می کنم در مورد فصل 8. در این مقاله من خواهد شد بحث در مورد مارتین نیت در نوشتن “بازی تاج و تخت” و چگونه آنها ممکن است به ما کمک عمیق تر درک و قدردانی نه تنها پایان دادن به نشان می دهد اما تمامیت داستان.

در سال 2013 یک بار آن را روشن است که “بازی تاج و تخت” به دست آوردن محبوبیت به اندازه کافی برای ادامه تا پایان آن نویسنده George R. R. Martin ملاقات با نشان دادن نویسندگان David Benioff و Dan Weiss در سانتافه و خلاصه پایان داستان برای آنها. در حالی که کتاب ” پایان نمی خواهد بود قادر به دقیقا همان با توجه به مقدار بزرگتر فراوانی از شخصیت ها و کمبود بودجه محدودیت های عمده طرح امتیاز — Daenerys رفتن دیوانه جان نیاز به کشتن او سفید واکر شکست در Winterfell سبوس تبدیل شدن به پادشاه ، — همیشه رفتن به پایان است. در حالی که در میان خشم ممکن است وسوسه انگیز به می گویند که showrunners در زمان جورج چشم انداز و خراب آن این است که فقط به سادگی درست نیست. همان نویسندگان نوشت که نشان می دهد فصل ششم (یکی از تحسین شده ترین فصل در تاریخ نشان می دهد با وجود این نویسندگان در حال حاضر با داشتن گذشت کتاب) نوشت: یکی از نهایی و این begs سوال: چه اشتباه با نهایی فصل ؟ آن فنجان قهوه? یا بلندی وعده جنگ ستارگان?

برای قرار دادن این دو پیشنهاد به رختخواب ، حوادث مشابه به استارباکس جام رخ داده در فصل گذشته و به طور مداوم اتفاق می افتد در بسیاری از محصولات (نگاه کنید به: فریم از فصل چهار که در آن جیمی اتحاد جادویی regrown هر دو دست) و برنامه ریزی برای تکمیل نهایی دو فصل تنها در 13 قسمت در آمد سال قبل از هر گونه برنامه ریزی برای “جنگ ستارگان است.”

آنچه در واقع به نظر می رسد در قلب خشم تصور غلط است. مردم را به آخر فصل با انتظارات خاص — و نه فقط در مورد چگونه آخر از “بازی تاج و تخت” قرار بود برای رفتن اما چگونه داستان را به طور کلی قرار است برای رفتن. ما تا به حال ضمنی و انتظار آن است که شب شاه را شکست خواهد علامت جنگ نهایی نشان می دهد که Daenerys در نهایت رسیدن به ارتفاع از وضعیت او به عنوان یک کاملا قابل تحسین آیکون فمینیستی که تاج و تخت از Westeros خواهد بود گرفته شده توسط کسی که ما می خواهم تمام شده است ریشه در برخی از سطح تمام طول که جیمی را کامل خود را در “قوس” از رفتن از خودخواه به خود به خطر انداختن با کشتن Cersei ، من در برخی از این انتظارات و حتی نوشت استادانه درست شده 13-صفحه: نظریه در مورد چگونگی نشان می دهد که قرار بود به پایان رسید و تحقق بسیاری از این انتظارات است. اما زمانی که این انتظارات نمی شد تحویل, طرفداران فرض در خود خشم است که نشان می دهد دونده بودند به سادگی اخلال این انتظارات به خاطر صرفا در حال تعجب آور به جای توجه به نیازهای واقعی داستان است.

اما به دلیل این است که پایان George R. R. Martin تا به حال در ذهن ساخت این نوع ادعا در مورد D&D نیت نیز باید برای گسترش به او. گفت: showrunners botched پایان خواهد بود به می گویند که مارتین botched آن است. اما مارتین که هیچ انگیزه ای برای راش پایان عمر خود را کار می کنند در این راه. بنابراین اگر این مورد است, آن را به نظر می رسد که چه چیزی را اشتباه رفت و با “بازی تاج و تخت” فصل نهایی نیست بی کفایت نویسندگان و یا عدم تلاش یا نابجا تمایل به غیر قابل پیش بینی آن بود که بسیاری از ما آن را درک نمی.

به نظر می رسد که در گفتمان اطراف فصل نهایی وجود دارد فوق العاده ای عدم درک از آنچه در داستان بود واقعا در مورد این مقاله تلاش خواهد کرد به حفر کردن به این و آشکار زیبایی و نبوغ این نشان می دهد که رفته است را نادیده می گیرند. انجام این کار خواهد شد بسیار مهم برای ما به یاد داشته باشید نشان می دهد و امیدوارم به ما اجازه می دهد به طور کامل درک تم و فلسفه داستان در حال حاضر که همه ما می دانیم که چگونه آن را به پایان می رسد.

به درک هسته اصلی داستان ما نیاز به بازگشت به تماشای آنچه که مارتین گفته است در مصاحبه های خود در مورد آن. در انجام این کار ما می دانیم که مارتین انگیزه برای گفتن داستان متولد شد از دو منبع. برای اولین بار بود که شخصی خود را در رابطه با جنگ است. مارتین objector با وجدان بود در طول جنگ ویتنام ادعا آن را یک “اشتباه وحشتناک برای امریکا” و گفته گسترده در مورد واقعیت های جنگ و چگونه باورهای خود را در مورد خشونت نفوذ “ترانه ای از یخ و آتش است.” او صحبت کردن در مورد چگونه جنگ در طول تاریخ شده است فوق العاده مرکزی به ژانر فانتزی اما در قالب یک “بدون خشونت” که احساس کسل کننده و نادرست به او. او می خواست برای نوشتن یک داستان فانتزی است که نشان داد هزینه های واقعی از خشونت و نمی جلال جنگ در راه است که حذف ما از گوری واقعیت های میدان جنگ.

در حالی که پاپ-فرهنگ حوزه اغلب با انتقاد تلویزیونی نسخه از “بازی تاج و تخت” برای آن گسترده خشونت گرافیک این تصویر از خشونت بسیار مهم است به این موضوعات نشان می دهد. هنوز هم با وجود ارائه عینک صحنه نبرد در “تاج و تخت” هرگز خودداری دور از واقعیت وحشتناک از خشونت برای اهداف بیننده راحتی. در فصل اول, Khal Drogo ریپ یک مرد گلو بیرون; در قرمز عروسی ما دیدن زن حامله وحشیانه چاقو در شکم; در فصل 4 ما می بینیم یک انسان باید چشم خود را squished به جمجمه و سر او خرد تا آن را منفجر مانند یک هندوانه; در نبرد حرومزاده ما دیدن یک مرد دروغ گفتن بر روی زمین نگه داشتن خود روده در آغوش گرفته و گریه برای مادرش; در غارت قطار نبرد مردانی که سوخته توسط Drogon در واقع جیغ زدن درد به عنوان مخالف بدون دردسر ترکیدن به فراموشی و…. در نمایش قسمت یکی مانده به آخر “زنگ” خشونت ساخته شده است که به شدت واقعی و unglamorous به عنوان هر چیزی نشان می دهد تا کنون پخش شد. به جای شارژ در با روشن شکوه “ارباب حلقه ها” به سبک مردان مهاجم king’s Landing تعامل شوخی با دین در قتل و تجاوز به عنف از شهروندان به دلیل این است که آنچه در واقع اتفاق می افتد در طول محاصره ی را. در واقع Cersei گفت: به همان اندازه به Sansa تمام راه برگشت در فصل 2 زمانی که زنان از king’s Landing بودند پناه گرفتن در محاصره خلیج بلک واتر. زمانی که Sansa می گوید Cersei که او تا به حال نه او اولین دوره هنوز Cersei او می پرسد اگر او هیچ ایده چه اتفاقی می افتد زمانی که یک شهر اخراج و در ادامه به توصیف چگونه از زنان پنهان در قلعه با آنها را مورد تجاوز قرار گرفتن توسط سربازان طوفان آن است که “نیمی از آنها را حرامزاده در شكم صبح آمده است.” این گرافیک و وحشیانه از جنگ به خصوص در دوران قرون وسطی که در آن “بازی تاج و تخت” مدل شده است. در بازیگران آخرین Comic-Con ظاهر خداوند Varys بازیگر Conleth Hill حتی در ادامه گفت موضوعی اهمیت جنگ در داستان آشکار: “چیزی که در فصل گذشته بود در مورد بیهودگی جنگ و pointlessness از جنگ. اگر شما یک چیز را از که کل نشان می دهد که.”

مارتین دوم نگرانی عمده برای داستان بود آن را به سقوط به استاندارد ژانر فانتزی استعارههای که چیزهایی مانند “ارباب حلقه ها” ساخته اند ما استفاده می شود. او اغلب مورد بحث نارضایتی خود را با استاندارد راه اندازی “در اینجا بچه های خوب, آنها همه زیبا و در لباس سفید و در اینجا بد هستند و همه آنها زشت و با لباس سیاه.” در مناسبت مارتین تلاش برای براندازی چنین روند به معنای واقعی کلمه; به عنوان مثال, در, far north, ضرب المثلی “بچه های خوب” هستند که شب را به تماشای یک گروه از نظر اخلاقی مشکوک بورس که با لباس سیاه در حالی که “بچه های بد” هستند White Walkers. اما مارتین هدف در اینجا بیشتر در رابطه با پایه فانتزی در واقعیت است. ما دیده ایم این در حال حاضر با داستان تصویر از خشونت و جنگ اما آن را نیز گسترش به چیزهایی مانند سیاست و اخلاق است. مارتین می خواستم یک داستان فانتزی است که در واقع اذعان کرد که هر قهرمان یک تبه کار را برای طرف دیگر است که انجام “درست” گاهی اوقات بسیار عواقب منفی که عدالت نیست کافی مشخصه برای رهبری خوب و نه بقا (دیدن Ned Stark) که قرار دادن “حق فرد” در عرش نیست تنها مشکل مواجه هستند در واقع در حال اجرا یک دولت (مارتین یک بار معروف خواسته مخاطبان در مورد آنچه Aragorn را سیاست های مالیاتی می خواهم نگاه) ، مهمتر از مارتین نگران بود با ماهیت درگیری ها در فانتزی. در حالی که ما ممکن است به طور سنتی انتظار یک داستان فانتزی به مرکز به اطراف و به اوج رسیدن در یک اللفظی نبرد بین نیروهای خیر و شر (به عنوان بسیاری از ما فکر می کردند که نشان می دهد خواهد به اوج رسیدن در پایان جنگ با شب پادشاه), Martin به مراتب بیشتر علاقه مند به آنچه که او را لقب به عنوان یک بیشتر شکسپیر نوع تعارض — “قلب انسان در تضاد با خود دارد.” مارتین می خواستم برای گفتن یک داستان کمتر در مورد واقعی جنگ و بیشتر در مورد نیروهایی که در تضاد هستند در روح بشریت — چیزی است که نمی تواند انجام شود اگر اخلاقی خطوط همیشه روشن.

این موضوعی استدلال پشت این دو subversions قدرتمند است و در حالی که چندین نوبت داستان ساخته شده در فصل نهایی است که طرفداران نا امید شد در وایت واکر بودن را شکست داد و در نیمه راه از طریق فصل جیمی رفتن به Cersei به مرگ, Daenerys رفتن دیوانه جان داشتن به کشتن او سبوس تبدیل شدن به پادشاه و جان فرستاده بودن به شب دیده بان — همه از این تبدیل می توان توضیح داد و از همه مهمتر بهتر قدردانی از درک این موضوعی نیت.

در قسمت بعدی این مقاله, ما پروب هر یک از این تصمیمات با استفاده از لنز این نیت.

تماس با اسحاق Vaught در ivaught ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>