“شما نمی تواند نسبت به رنج”

“شما نمی تواند نسبت به رنج می برند.”

اینها کلمات من روانشناس تکرار شود به من بیش از و بیش از زمانی که من یک نوجوان بود. پس از داشتن بیمار شده برای سال مجبور به رها کردن از مدرسه بالا و از دست دادن تمام دوستان و سلامت من, من می توانید به راحتی نا امید. هنگامی که پدر من شکایت می کنم که ما دیگر نمی تواند رفتن به سفرهای خانوادگی — پس من به سختی می تواند به ترک خانه — و یا به رستوران, وقتی که من به سختی می تواند به من می گویند هیچ چیز نیست. من می خواهم صبر کنید تا من دوشنبه وقت ملاقات با پزشک و پس از آن خشم است. پدر من تا به حال بدست برای رفتن به دبیرستان به دانشکده حقوق به یک فرد جوان در لا به دیدار مادر من در یک سفر اسکی به یک حرفه به یک خانواده به سفر جهان. من یک نوجوان بود مطمئن نیستید من همیشه باید هر یک از آن, بنابراین من درک نیست که چگونه او می تواند تا کور بنابراین خودخواه خیلی ناراحت در مورد چیزی که احساس بسیار کوچک است. من درک نیست که چگونه او می تواند درد و رنج خود را به عنوان هر چیزی در همه.

اما دکتر به من گفت یک داستان است. او به من گفت در مورد دوران کودکی خود را که در آن او تا به حال هرگز به اندازه کافی به غذا خوردن زمانی که او و خانواده اش به معنای واقعی کلمه گرسنه جستجو برای مواد غذایی دور ریخته شده توسط دیگران برای زنده ماندن. او به من گفت که چگونه یک روز طولانی نیست قبل از این گفتگو او به خانه آمد از او و او را دیدم نوجوان ایستاده در مقابل از خود, یخچال, شکایت که وجود دارد چیزی برای خوردن. او به من گفت: “من می توانستم عصبانی و خشمگین بود که او شکایت در مورد عدم وجود گزینه های ما کامل یخچال زمانی که در سن و سال او من شده بود و گرسنه. اما که نمی توانست عادلانه باشد. او هیچ چارچوب مرجع برای من رنج می برند. به او یخچال بدون داشتن تنقلات نزدیک او تا به حال شده است برای گرسنه. این چیزی است که من باید دیوانه در او برای آن چیزی است که من باید در مورد کسی که من دوست دارم رنج می برد بسیار کمتر از I. آن چیز خوبی است. درد است نه هدف. شما نمی توانید مقایسه رنج می برند.” کلمات خود را در زمان در حالی که غرق در اما هنگامی که آنها مرا نجات داد. آن را به من اجازه پدرم کلمات به دلیل از دست دادن خود را فقط به عنوان واقعی به عنوان معدن و درد و رنج خود اهمیت بیش از حد.

اخیرا, من اغلب خودم نیاز به یک یادآوری از دکتر من درس است. زمانی که مردم شکایت در مورد از دست رفته بیرون رفتن با دوستان و یا در حال جدا شده با خانواده خود من به ارمغان آورد به من سال صرف در خانه یا بیمارستان و سال من بدون دوستان من سال که پدر و مادر من بودند و من در تمام جهان است. من پیدا کردم خودم را در طرف دیگر معادله نیز هست. من ناراحت است که پس از شروع کالج, اواخر, بعد از هرگز تا به حال فارغ التحصیلی دبیرستان و پس از مصرف دو بار به عنوان طولانی برای تکمیل دانشگاه من مدرک من نمی خواهد که یک سنتی “پمپ و شرایط” فارغ التحصیلی. من احساس می کنم عصبانی که من در حال حاضر نمی بینم من خواهرزاده و برادرزاده با وجود این که برای سال من شده ام مبتلا به انواع بیماری مسری. من احساس گناه می کنم برای احساس مانند این که مردم گرسنه بی خانمان, مرگ و رنج از زحمات که من حتی نمی تواند تصور کنید که به دلیل این ویروس. بنابراین من تا به حال به خودم یادآوری کنم که نه قاضی دوستان و همسالان برای آنها این جداسازی این است که بدترین چیزی که تا کنون تجربه کرده اند. من باید خوشحال باشد که این مورد است. و من نباید خودم قاضی بیش از حد به شدت برای اینکه نا امید در بازگشت به زندگی من از انزوا.

آنچه که همه ما باید در حال حاضر صلح است و من فکر می کنم کمی را می توان با تأمل در من دکتر کلمات. “ما نمی تواند نسبت به رنج” به عنوان واقعا خوب می آید از تلاش برای انجام این کار. آنچه ما نیاز داریم در حال حاضر بیش از هر زمان همدلی است. بعلاوه به نظر من همدلی ندارد به منظور واقعا درک و یا دانستن آنچه که مردم در اطراف شما در حال رفتن را از طریق آن به معنی احترام است که آنها در حال رفتن را از طریق آن ارائه و پشتیبانی اگر شما می توانید و به سادگی قادر به گفتن “من متاسفم که شما رنج می برند; من آرزو می کنم شما نیست; من در مورد مراقبت از شما.” چرا که در حال حاضر بیشتر از همیشه ما باید همه چیزی از دست رفته ما همه ترس و همه ما نیاز به درک و محبت و حمایت از ما می توانید دریافت کنید. بنابراین اگر کسی شکایت به شما در مورد چیزی است که شما پیدا کردن و بی اهمیت سعی کنید به محبت و عشق و همدلی به دلیل—کلیشه آن را به عنوان است—ما همه در این با هم.

تماس با جن, Ehrlich در Jene91 ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.net

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>