داستان: Galal را در سالن

یادداشت سردبیر: Reza ضرب و شتم توسط انتشارات کوتاه, داستان, شعر و نوشتن خلاق قطعه. ارسال مقاله به scotts7 ‘در’ stanford.edu.

ناهار در واقع خیلی زود در روز در اینجا در امریکا فکر Galal به خود را به عنوان زنگ زد و همه بچه ها فرار از کلاس. برخی از ساخته شده یک زنبور عسل-خط برای ناهار-خط امید به ضرب و شتم با عجله در حالی که دوستان خود را با بسته بندی-ناهار امتیاز بنا کردن خود را به طور منظم جداول. Galal مدتها پیش حدس زد که ناهار بود احتمالا زودتر برای کلاس 7 نسبت به 6 و 8 کلاس به طوری که آنها نمی خواهد تمام شود بسته بندی شده را که کمی چهار در همان زمان. این یک حیله و ترفند توسط مدیر (که در Galal ذهن ساخته شده است همه تصمیمات به تنهایی) را به محوطه مدرسه احساس کمی کمتر مانند ماهی ساردین قلع است.

او واقعا احساس می کنید مانند نشستن در سالن ناهار با همکلاسی های خود را چرا که او مطمئن بود اگر او می تواند ایستادن صدای خوردن در زمان دولت است. مادرش همیشه به او گفت گرسنگی بود بدترین حدود ظهر اما تنها برای یک ساعت یا بیشتر. و در چند سال پس از او تبدیل شده بود به اندازه کافی برای شروع روزه “به درستی” Galal شناخته شده بود و او را عقل درست باشد. اما آن را قطعا کمک نمی کند که مدرسه بود و به استراحت در طول روز به صورت اجتماعی ،

این یک تاول جنوب کالیفرنیا روز, داغ شدن بیش از حد به نشستن در unshaded چمن بیضی اما تمام جداول گرفته شده بود. Galal ترجیح داده به نشستن روی زمین به هر حال گفته شده توسط پدرش بود که چگونه آن را انجام داده در این کشور است. و هر چند او تا به حال به تماشای کافی اپرا صابون با مادر خود را به می دانم که حداقل برخی از الجزایر مردمی بسیار متعلق به صندلی و میز او هنوز هم دوست داشتم به سرگرم عاشقانه فانتزی از فرش ترکیه و سخنرانی احمدی نژاد پارچه محاصره ذوق پراکندگی عثمانی و بالشتک. زیرا او می دانست گرسنگی روزه آمد برای بیکار ذهن Galal دغدغه خود را با پر به گوشه در مقابل ورزشگاه که در آن او تا به حال انتخاب شده را به نشستن با مبلمان ایده آل خود را اتاق نشسته. همه چیز متفاوت خواهد بود و سایه های خاموش و گرم پرتقال و قرمز با قو-گردن نقره كتري پر از فقط-فیلم-به اندازه کافی نعناع چای ریختن بی وقفه به کریستال های ریز آراسته با نازک زنجیر طلا. وجود دارد خواهد بود یک کوسن به اندازه مناسب برای هر یک از خانواده اش و (عمدتا خیالی) دوستان شما مربوط نیست و در همه به ارتفاع یا ارشد, بلکه بزرگتر و نرمتر بسته عشق او را به فرد آن محفوظ می باشد. مادرش که بدیهی است که باید راحت ترین کوسن نمی خواهد نیاز به خدمت هر کسی که چای را به عنوان او را برای پدر خود و دوستان خود را به دلیل یک ارتش کوچک از ربات بندگان خواهد —

“با سلام. چرا شما از خوردن هر چیزی ؟ من می دانم که شما نمی باید زمان را به ناهار و خوردن آن در حال حاضر به دلیل ناهار آغاز شده و فقط پنج دقیقه پیش.”

اذیت در ادب وقفه خود, فانتزی, Galal تلاش برای مطابقت با صدای جیر جیر به صورت, اما زمانی که او نگاه کرد او مطمئن بود که این بچه بود. بیس بال دربسته در محیط و بسکتبال-shorted هر کس این بچه بود او نبود میخوام اجازه دهید پیش از بلوغ چوب او جلوگیری از به دنبال به عنوان ورزشی که ممکن است.

“من نمی توانید خوردن هر چیزی” زمزمه Galal.

“چرا نه؟”

“چون من روزه هستم.”

“که چه؟”

که در آن برای شروع فکر Galal. پس از یک لحظه او تصمیم گرفت در یک قیاس: “پس شما احتمالا مسیحی است. بنابراین شما می دانید که چگونه برای 40 روز قبل از عید پاک پدر و مادر خود را تسلیم چیزی است که آنها واقعا دوست دارم. و همچنین چگونه شما جلوگیری از خوردن گوشت در روزهای جمعه?” او فکر کرد که او به خاطر این همه درست از صفحه ویکیپدیا اما اجازه نداد که او را بیش از حد مکث. “من مسلمان هستم” در اینجا سینه اش اغراق با غرور احساس او را از نشان دادن این غریبه یکی از نادر Pokemòn کارت. “و برای حدود یک ماه از یک سال ما را از خوردن از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب است.” او می دانست که این بچه می تواند تحت تاثیر قرار داد چرا که او aunties و عمه به او گفت که او جوان بود به انجام کامل و سریع است که لازم نیست برای پسران تا حدود 13.

“اوه ، باید سختی است.” ورزشی و پسر را صدا مسلح بود با یک nonchalance که زدم باد از Galal را از ریه ها. “آیا من می توانم با شما ؟ دوست من در خانه مانده ‘بیمار’ امروز.”

Galal نمی خواهید به نظر می رسد بیش از حد هیجان زده,, “آره این خوبه. نام شما چیست؟”

“اندرو, اما شما می توانید با من تماس جلب کرد.”

“من Galal که قافیه با” دم.'” به عنوان کشید نشستم کنار او criss-متقابل, apple-سس, او شروع به رسیدن به کوله پشتی خود را. Galal نمی خواهم به خطر اندازد از جوانه زدن خود را دوستی اما دانستن اینکه چه چیزی جلب شد و برای رسیدن به او احساس موظف به او هشدار می دهند.

“من فقط می خواهم به شما اجازه می دانم بنابراین شما نمی توانید دیوانه در من زمانی که آن اتفاق می افتد. مادرم به من گفت که اگر شما عادت به خوردن غذا در مقابل کسی که شما می دانید که روزه شما را به جهنم برو برای اینکه بی ملاحظه است.” Galal بود با عجله از طریق این تلاش به تقلید درو nonchalance آن را به نظر می رسد مانند یک بی اهمیت را کنار گذاشته اما در حال حاضر او نفس خود را در راستای جلب خروج. قطعا هیچ کس خطر آتش دوزخ به خوردن پیتزا در حالی که صحبت کردن به او.

“اوه…” Galal قلب قطره به جلب علاقه مندی بیش از این اطلاعات جدید است.”Ehh هر چه. پدرم همیشه می گوید ما همه میخوام به جهنم به هر حال چون ما به دنیا و گناه و هیچ چیز ما می توانید انجام دهید به جز احساس بد است که شما هر چیزی را تغییر دهید. به علاوه من مجاز به مجموعه مسائل در آتش در خانه دیگر, بنابراین من فکر می کنم جهنم خواهد بود فوق العاده سرد است.”

Galal فکر این بود که کمی تاریک بود و تحت این تصور که او نمی خواهد لذت بردن از جهنم بسیار اما او احساس فوق العاده رها که درو نیست ترس دور و تصمیم به حفظ عقیده خود به خود.

“پلاس پلاس, مادر من می گوید: هنگامی که ما می میرند ما در واقع اصلا به جهنم; در عوض, ما تبدیل به حیوانات مختلف بر اساس اینکه آیا ما خوب بودند یا بد.” این جدید بود به Galal بود که تنها آشنا با درو پدر سبک از مسیحیت است.

“وای شگفت انگیز است. مانند برای همیشه لطفا برای؟”

“آره. خوب هیچ. مرتب کردن بر اساس… این جایی است که من به نوعی از دست داده است.” درو مکث سعی کنید به سر و صدا در حافظه خود را برای توضیح از خود او بیشتر به خاطر پس از این خواهد آمد درست است. “هنگامی که شما یک فرد شما خیلی نزدیک است. مردم فقیر و بندگان هستند در پایین اما هنگامی که شما ثروتمند هستید و شما یک شانس برای فارغ التحصیل نوع مانند ما در 8 درجه است. این یک شاهزاده آن را با دیدن چقدر سخت زندگی برای انسان و با خوب بودن به مردم فقیر. هنگامی که شما فارغ التحصیل…” و این است که در آن به خود جلب کرد واقعا هرگز آن را کردم “شما به نوعی تبدیل به یک درخت و یا یک مورچه هیل یا چیزی شما می خواهم به ترکیب به کل کهکشان….” درو احساس بسیار خوبی در مورد که خلاصه.

آن را قطعا به اندازه کافی برای Galal که نشان داد قدردانی خود را با عمیق عرفانی “Wooooooooooooooo o o oo o ا w w w ww wwww… که جالبترین چیزی که تا کنون!” و Galal فکر کردم این جالبترین چیزی که او شنیده ام پس از پدرش به او گفته بود که خدا به شمارش یک عمل خوب همان 10 بد است. راضی است که او خسته بود همه چیز وجود دارد به بحث در مورد این موضوع جلب شروع به جویدن خود را در حال حاضر سرد, شخصی, پیتزا.

هر چند معمولا افراد دیگر جویدن بود به اندازه کافی به درایو Galal تا دیوار او متوجه نیست حتی یک کمی. او مشغول بود. مادر خود آنها را به عنوان “روزه ابرقدرت” را تشدید و تمرکز تمام حواس خود را که می آید و می رود در طول روز زمانی که شما تشنه هستند و خسته شده اند. در آن لحظه دقیق یک گله فیل ها می تواند stampeded از طریق مدرسه گیتس و Galal نمی flinched چرا که او اشغال شده بود با تمرکز فوق العاده حواس در اشکال بد بودن. یک منزجر لرز crawled شده بین خود را بی حس-از-نشستن بر لب و گردن خود را به عنوان Galal تماشا, سیاه, براق شش پا ترسناک لول خوردن در امتداد بزرگ بلوک های سیمانی در مقابل او. و آن را به عنوان نقل مکان کرد و او متوجه آن مسن تر که برای اشکالات بد بودن و انسان ها به طور یکسان دیده می شود می تواند از طریق تعمیق چین و چروک است. هنگامی که آن به پایان رسیده از سنگ فرش آن به سادگی keeled بیش از جنباندن آن به و وپیش شد و سپس کاملا سفت و سخت توقف جنبش در دسترس نباشد. Galal که لحظات پیش را معکوس نظر خود را در آتش دوزخ اگر او می تواند دیده می شود که اشکال خود را به عنوان قربانی احساس کمی سودا خزش بر او و پس از او به جستجو در اطراف زمین برای دیدن اگر stinkbug بود که رفتن به آمده بازیابی بدن مورد علاقه خود را. به عنوان او تبدیل سر خود را به لبه دیگر از سیمان یک سنجاب darted در سراسر میدان دید خود را. او شلاق سر خود را در اطراف به دنبال سنجاب اما نمی باید به جستجوی طولانی به دلیل سنجاب متوقف شده بود به عنوان اینکه تبدیل به سنگ درست در لبه سیمان. او متوجه شد که stinkbug خانواده باید آمده اند در حالی که او پریشان شد چون سنجاب’ چشم امده بودند کاملا نزدیک به جایی که فقیر اشکال شده اند که لحظات پیش. کنجکاوی از این ناپدید شدن قطع شد scything نویز و تاری flitting در مقابل او. در مکث کوتاه مورد نیاز را انتخاب کنید تا آن را طعمه Galal به رسمیت شناخته شده این پرنده به عنوان یک شاهین با آن پرهای دم قرمز و منقار قلاب و به عنوان او آن را تماشا پرواز به پاک کردن روشن در اواخر بهار و آبی و او شگفت زده در سریع دنباله ای از رویدادها او فقط دیده می شود. او اجازه دهید سر خود را سقوط به جلو به طوری که او می تواند بررسی صحنه دوباره و او متوجه شد او شروع به احساس بسیار خسته است. شاید به همین دلیل او احساس نمی مجبور به اسباب بازی با مورچه ها است که ساخت خط خود را در سراسر سیمان به عنوان او معمولا ممکن است داشته باشد. و به عنوان او را تماشا او شروع به تعجب که در آن مورچه ها بودند به خود جلب کرد مادر لیست حیوانات, زمانی که او احساس یک شیر آب بر روی شانه خود را.

“هی Galal شما خوب است ؟ شما نوع طبقه بندی کردن. شما فقط خیره شده که در آن گند اشکال برای همیشه.” درو نگرانی واقعی ساخته شده Galal حتی بیشتر مجبور به پرش به یک توضیح.

“آیا شما نمی بینید شاهین و سنجاب و…” و هنگامی که او نگاه کرد که او در حال حاضر با اشاره او را دیدم تنها تعفن اشکال skittering همراه, براق, سیاه, بدنه کامل از آن بوی متعفن. “اوه… من حدس می زنم من فقط دیدن چیزها.” او نمی تواند خود را پنهان ناامیدی که این همه تنها شده افکار پوچ.

“اوه ، آیا این اتفاق می افتد زمانی که شما در حال ناشتا یک مقدار زیادی است؟” و اگر آن را همان “اوه ،” که تا به حال تخلیه او را زودتر Galal دیدم حالا که این به سادگی درو راه و perked تا کمی.

“آره, من حدس می زنم.” و با خود حدس Galal متوجه شدم که در ماه رمضان او را زنده در سر خود را ،

“سرد است. شاید من بپرسید من مادر اگر من می توانم سریع فردا پس من سند چشم انداز بیش از حد.” درو نگاه مستقیم به جلو و راننده سرشونو تکون دادن بصورتی پایدار و محکم خود را برای حل و فصل چالش او فقط خود را.

“اما…” Galal فکر برای گفتن به خود جلب کرد چقدر سخت خواهد بود به خصوص که روز اول اما متوجه شدم که اگر او می تواند آن را انجام دهد به طوری که می تواند به خود جلب کرد. “Yeah, ok. کامل است.” درو در مورد اتمام ناهار خود را در حالی که Galal با گرم قناعت كردن را از طریق او رفت و برگشت به سالن.

فقط در حال حاضر وجود دارد جدید فوق العاده راحت کوسن فقط در کنار خود را با یک کلاه بیس بال احاطه بر آن.

تماس با Omar El-Sabrout در omarel ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>