من در ساخت صبحانه صبح یکشنبه گذشته. من تا به حال ذوب کره را در تابه یک کاسه ترک خورده تخم مرغ آماده به پرتاب در و نیم مانده کاسه میوه از Arrillaga ناهار خوری. آن عمدتا آناناس و طالبی وجود دارد اما تنها یک نیمه توت فرنگی در بالا قرمز و سرکش در برابر یک پس زمینه زرد و سبز کم رنگ.

آیا از من بپرسید که چگونه اما Biggie Smalls’ “آبدار” شروع به بازی در سر من (RIP). “این یک رویا” او می گوید: “متولد گناهکار مقابل برنده است.” اما این همه خوب در حال حاضر او را “از نزدیک و شخصی با رابین صافی جرعه خصوصی سهام سواری کرایه تاکسی با راننده.”

فکر کردم چقدر این آهنگ به من رانده. من نمی دانم آنچه آن را مانند به عنوان “یک مرد سیاه و سفید, اشتباه” یا “فشار در گوشه ای به خوراک دخترم” اما من می توانم به یاد داشته باشید خوردن ساردین برای شام, خوانندگی در رستوران برای تغییر یدکی و تعجب که چرا کریسمس از دست رفته ما چون پدر و مادر من نمی تواند جمع آوری 10 یورو بین دو نفر از آنها. و من مدام فکر میکنم باید صبر کنید تا زمانی که من هستم نورد در ثروت به جشن من ژنده پوش تا زمانی که من هستم “انجام مصاحبه توسط استخر جرعه جرعه شامپاین زمانی که من تشنه قرار دادن minks در my mama بازگشت” قبل از اینکه من می گویند: “این همه خوبی عزیزم.”

اما من فقط تماشا “The Pursuit Of Happyness.” من فکر کردم از صحنه ای که بی خانمان فروشنده کریس گاردنر پیاده روی از Dean Witter رینولدز با هیچ چیز اما پنج دلار در جیب خود و کار. او پیاده روی را از طریق خیابان های شلوغ در اشک اجرا می شود به انتخاب پسر خود را از مهد کودک و او را به آغوش محکم. من به یاد بودن تازه اخراج نشستن در هواپیما من می خواهم با استفاده از این گذشته من مایل به پرواز به خانه از یک مصاحبه که احساس نمی بسیار داغ و باز کردن یک ایمیل است که گفت: من می خواهم یک بازی فوق العاده برای دانشگاه استنفورد.

چیزی کلیک برای من. من تو را دیدم نیمی از توت فرنگی و فکر کردن در مورد چگونه نادر آنها به من به عنوان یک بچه چگونه من غذا خوردن تخم مرغ هر روز صبح زمانی که آنها استفاده می شود به درمان گاه به گاه و چگونه لباس در گنجه من مناسب من هست حتی اگر نیمی از آنها از حسن نیت. من قدردانی است که حتی در قرنطینه بهترین دوستان من بودند فقط پایین سالن و یا زوم تماس دور و چه کسی اهمیت میدهد اگر ما در حال نوشیدن واقعا به جای آن از دم Perignons? و من نمی کشیده پدر و مادر من از چک چک فقر, اما من قادر به کمک به آنها را هر زمان که خواسته ام.

در آن لحظه متوجه شدم که من چیزی برای اثبات به هر کسی حتی من جوان خود; آینده من همیشه می خواستم در حال حاضر در اینجا و آن را برای مدت طولانی بوده است, اما من فقط هرگز متوجه آن است. آن زمانی که من متوجه شدم که اگر من به اطراف نگاه من پیدا کردن من خود را چیزی است که اکثر مردم هرگز احساس مانند آنها: همه چیز من نیاز دارد.

تماس با نستور والترز در waltersx ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de